Conceptual analysis of the inflation in  acknowledgment inflation

Mohammad Naghi Golbini Mofrad , Seyed Saeid Banifatemi   

تورم

افزایش سطح عمومی قیمت ها که منجر به کاهش قدرت خرید مردم شده و منوط بر آنکه مستمر و خزنده باشد؛ که مستمر بودن یک اصل مهم تورم می باشد.

تورم یک واژه اقتصادی است که در حسابداری ایجاد مشکل کرده به این دلیل که کیفیت گزارش های مالی را تحت شعاع قرار داده، چون مطابق اصل بهای تمام شده حسابداری ارزش هر دارایی اعم از کالا و دارایی ثابت که در صورتهای مالی گزارش می شود برابر با مبلغی که در تاریخ تحصیل پرداخت شده است.

حال چه باید کرد که تورم بر کیفیت گزارشات مالی تاثیر نداشته باشد؟

راه حل:

تهیه گزارش های مکمل مبتنی بر ارزش جاری است؛ یعنی تهیه صورتهای مالی تهیه شده مبتنی بر بهای تمام شده را به ارزش جاری نزدیک کنیم. برای تهیه چنین گزارشی باید به بعضی اصطلاحات آشنا شویم.

ماهیت تغییرات قیمت

قیمت ها معرف ارزش مبادله کالا و خدمات در اقتصاد است. به طور کلی این قیمت ها را می توان بعنوان قیمت های ورودی و یا قیمت های خروجی طبقه بندی کرد و تغییر قیمت ها هنگامی رخ می دهد که قیمت در بازار خرید یا بازار فروش یا هر دو افزایش و کاهش یابد.

تغییر سطح قیمت ها به سه دسته تقسیم می شود:

1-تغییر قیمت های عمومی: یعنی در یک جامعه قیمت تمام اقلام افزایش پیدا کند.

2-تغییر قیمت های خاص: یعنی در یک جامعه قیمت یک سری اقلام ثابت باشد و قیمت بعضی اقلام خاص افزایش پیدا کند.

3-تغییر قیمت های نسبی: یعنی اگر تغییر قیمت ها عمومی و خاص با هم در جامعه اتفاق بیافتد حالت نسبی را بوجود می آورد. یعنی همه اقلام افزایش پیدا کند و بعضی اقلام نسبت به بقیه افزایش بیشتری داشته باشد.

دارایی و بدهی های پولی و غیر پولی

دارایی پولی: معرف ادعا نسبت به مقدار معینی پول است. مانند موجودی نقد، حسابها و اسناد دریافتنی.

دارایی های غیر پولی: شامل اقلامی است که قیمت آن می تواند با گذشت زمان تغییر کند و در بر گیرنده تمامی حقوق نسبت به منافع آتی و کالاها و خدمات است.

بدهی های پولی: معرف تعهدات نسبت به پرداخت مبلغ ثابتی پول در زمان آینده است. مانند حسابها و اسناد پرداختنی، اقلام تحقق یافته پرداخت نشده.

بدهی های غیر پولی: شامل تعهداتی است که با مقدار معینی کالاها و خدمات ایفا می شود یا بر حسب مقدار معینی از قدرت خرید بیان شده است.

تعدیل صورتهای مالی

برای تعدیل صورتهای مالی (نزدیک کردن بهای تمام شده به ارزش جاری) پنج مرحله باید صورت گیرد.

1-تشخیص نوع سطح تغییر عمومی قیمت ها (عمومی یا خاص یا نسبی) اگر عمومی باشد تمام اقلام غیر پولی را باید تغییر (تعدیل) بدهیم. و اگر خاص باشد چند قلمی که افزایش یافته تغییر می دهیم و و در صورتی که نسبی باشد دو نرخ را محاسبه کنیم یک نرخ تمام اقلام را بالا می بریم و مجدد اقلامی که نسبت به بقیه افزایش بیشتری داشته را در نرخ دوم ضرب کرده و افزایش می دهیم.

2-شاخص را محاسبه می کنیم.(این شاخص توسط اقتصاد دانان محاسبه می شود که در شرایط تورمی این شاخص از عدد یک بزرگتر است.)

3-شاخص را محاسبه شده از عدد ثابت 1 کم می کنیم و عدد بدست آمده نرخ تورم را نشان می دهد.(45/.=1-45/1)

7- Fact Location  in type-oriented economics
ادامه

4-حال با توجه به نرخ تورم بدست آمده و تشخیص نوع سطح تغییر عمومی قیمت ها (عمومی یا خاص یا نسبی) اقلام غیر پولی گزارش شده در صورتهای مالی را به ارزش جاری نزدیک می کنیم.

5- بعد از اعمال تغییر ارزش اقلام غیر پولی، صورت های مالی به ارزش جاری نزدیک شده داریم.

تحلیل مفهومی فرآیند در مصداق حفظ سرمایه

مفاهیم حفظ سرمایه: یعنی تحقق سود واقعی، مبالغی است که واحد انتفاعی می تواند میان سهامداران خود توزیع کند و بعد از توزیع آن قدرت خرید سرمایه اولیه محفوظ مانده و خللی در توان عملیاتی واحد تجاری ایجاد نکند.

مفاهیم حفظ سرمایه به سه دسته تقسیم می شود.

1-حفظ سرمایه مالی: سود از افزایش مبلغ اسمی سرمایه حاصل می شود یعنی ارزش دارایی ها در اول دوره مالی از ارزش داراییهای در آخر دوره مالی کسر می شود تا سود و زیان غیر عملیاتی به دست آید.

2-حفظ سرمایه بر مفهوم حفظ قدرت خرید عمومی: یعنی سود عبارتست از مازاد سرمایه در آخر دور مالی نسبت به سرمایه در اول دوره مالی که هر دو بر حسب قدرت خرید عمومی ثابت بیان شده اند بنابراین تعدیل تعدیل داراییها و بدهی های غیر پولی در محاسبه سود لحاظ نمی شود اما سود و زیان خرید اقلام پولی در این محاسبه لحاظ می شود.

3-مفهوم حفظ سرمایه مادی: فرض بر این است که حفظ سرمایه در صورتی انجام می شود که واحد انتفاعی بتواند داراییهای خود را با دارایی های مشابه جایگزین کند و یا قادر باشد ظرفیت خود را برای تولید حفظ کند. در واقع بکارگیری ارزشهای جاری می تواند جایگزین مناسبی برای قدرت خرید ظرفیت فیزیکی واحد انتفاعی باشد.

با مثالی مفاهیم حفظ سرمایه را توضیح می دهیم:

بهای تمام شده کالای خریداری شده                        1000 ریال

فروش کالا                                                        1500 ریال

نرخ تورم تغییر سطح عمومی قیمت ها                     10 درصد

ارزش جایگزینی کالا                                           1400 ریال

1-سود بر حسب مفهوم حفظ سرمایه مالی مساوی است با:

500= 1000- 1500

2-سود بر حسب مفهوم قدرت خرید عمومی مساوی است با:

400=(10%*1000+1000)-1500

3-سود بر حسب مفهوم حفظ سرمایه مادی مساوی است با:

100= 1400-150

تفکر اقتصاد نوع گرا در تئوریهای اقتصادی مدرن انگلس

قبل از آنکه به نظریه اقتصاد اجتماعی مارکس بپردازیم و فکت های نوع گرایی”زمان، مکان، فرآیند” را از آن استخراج کنیم. بهتر است ملاحظه کنیم که آیا تنها، تئوری مارکس از تنوع علوم و انواع بدیهیات غیر اقتصادی برای اقتصاد بهره می برد یا این رو رویکرد نوع گرا یعنی تبیین نظریه اقتصادی بر اساس تنوع فکت های اقتصادی و غیراقتصادی را دیگران نیز مطرح می کنند.

همکاری انگلس و مارکس تا اواخر مرگ مارکس ادامه یافت و  نسخ خطی paskapital با ویرایش انگلس منتشر شد. او نیز برای یک پرسش اساسی که به حل ایده های حاکم منجر شود به آموزش یکپارچه ای اعتقاد دارد که در آن به پیوند فلسفه، تاریخ و علوم مشترک توجه شده است. انگلس تأکید می کند که” نیروهای محرکِ در تاریخ “، “عوامل اقتصادی” است که شامل ارزشِ، کار، سرمایه و ارزش افزوده است.

لنین اگرچه شاگرد مارکس بود، اعتقاد داشت که او نباید فقط تکرارِ نتایجِ مارکس را داشته باشد بلکه به توسعه این نظریه اعتقاد داشت.

لنین بر روش دیالکتیکی تأکید زیادی گذاشت در نوشته های ابتدایی او دیالکتیک را به عنوان “چیزی بیشتر و نه کمتر از روش جامعه شناسی تعریف کرد که جامعه را نه تنها به عنوان یک موجود زنده ی پویا در نظر میگیرد بلکه در 1914 دیدگاه فعال تری پیدا کرد و عنوان کرد؛ دیالکتیک تنها منشأ تکامل است؛ دیالکتیک منشأ عمل است که منجربه فعالیت بازتاب و بازتاب منجربه عمل می شود.

اقتصاد پایدار، مکانیسم اقتصاد نوع گرا
ادامه

دیالکتیک شوروی سابق را می توان به چهار قانون تقلیل داد.

  • تاریخ، یک توسعه دیالکتیکی است. این مرحله از یک مرحله پی در پی تشکیل می شوند که یکدیگر را جایگزین می کنند و دارای یک چرخه ایجاد (تولد)، رشد و مرگ هستند. طبیعت به طور مداوم در جنبش، در حال تجدید حیات و تکامل بی وقفه است که در آن همیشه چیزی وجود دارد، متولد می شود، رشد می کند و ناپدید می شود.
  • “تکامل در برزخ رخ می دهد نه به تدریج”. یکی از قرائت های فکری گه می تواند جمله مذکور را معنا ببخشد اینست که: پدیده ی تکامل باری را که بر انسان، تاریخ و جوامع تحمیل می کند، بیش از سطح تحمل است. در ادیان، مذاهب و مکاتبِ فکریِ مختلف تحمل مفهومِ برزخ، بیش از سطح تحمل انسان، طبیعت و جوامع است.
  • تمام پدیده ها از عناصر متناقض تشکیل می شوند، این عناصر متناقض همچون نیروی محرکه مثبت و منفی در مبارزه دائمی هستند و به گفته ” استالین”، “توسعه” محتوای درونی این فرآیند است.
  • پدیده این توسعه اقتصاد است. تمام تضادهای دیگر ریشه در پایه های اقتصادی دارند. یک دوره از این رابطه مربوط به روابط تولید است که منجر به روابط اجتماعی می شوند. روابط همکاری د لیل یا کمک متقابل، روابط سلسله یا تسلیم و در نهایت روابط گذرا یا گذرا از یک سیستم به یکدیگر را مشخص می کند.

تاریخ توسع جامعه و بالاتر از همه، تاریخ توسعه تولید، تاریخ شیوه های تولید است که ازطریق قرنها، از یکدیگر پیروی می کنند.

به همین دلیل  می توان نتیجه گرفت، هیچ پدیده طبیعی وجود ندارد، هیچ وضعیت تاریخی یا اجتماعی، بدون واقعیت سیاسی مستقل از سایر واقعیت ها نیست. باید آنچه در حال فروپاشی است یا بین آنچه در حال تولد و توسعه است، تمایز قائل شد.

از آنجا که فرآیند توسعه به وسیله جهش ها اتفاق می افتد، این جهش ها می تواند به طور آهسته یا کند و یا به طور شتابان یا تند باشند.

در حوزه اجتماعی یا سیاسی، این تغییرات ناگهانی کیفی، انقلاب هایی است که توسط طبقات تحت ستم شکل می گیرد.

در رویکرد نظری اقتصادی مارکس به برخی از تنوع پارادایم های اقتصادی وی اشاره کردیم و مفاهیم کلیدی تئوری وی را برشمردیم از جمله نگاه کلیدی مطرح شده عبارتست از اینکه: دانش اقتصادی جدا  از جامعه شناسی، تاریخ و انسان شناسی نیست؛ و اینکه هیچ قانون اقتصادی، ابدی نیست و بنابر ذاتِ تغییر پذیری پویا و دائمی، جهان هستی  تغییر می کند.

او ساختارهای اقتصادی و پیش ساختارهای اقتصادی را هویتِ اقتصادِ اجتماعی می داند…

مارکس در تئوری اقتصادی خود تأکید می کند، تجزیه تحلیل اقتصادی براساس ارزش اقتصادی کار انسانی امکان پذیر است.

مارکس اعتقاد دارد ارزشِ نیروی کارِ کارگر کمتر از ارزشِ منابع اولیه و سرمایه ی سرمایه گذار نیست زیرا کارِ کارگر، سرمایه جدیدی را ایجاد می کند.

مارکس با عنوان این جمله که فشار برای سودِ بیشتر، نتیجه خودِ توسعه است و در نتیجه این توسعه سرمایه داری ای شکل می گیرد؛ که حاصل فشار بر ” زمین و کارگر است” منطق بحران در اقتصاد را پیش می کِشد که ناشی از ندیده گرفتن ارزش های پنهان و آشکار دارد و این را یک تناقض در تئوری ارزش فرض می کند.

اقتصاد تهاجمی و تئوری اقتصاد نوع گرا
ادامه

در دیدگاه اقتصادی مارکس تضاد و تناقض حاصل از ابهام و تغییر که با توسعه سرمایه داری ” یعنی انباشت سرمایه یِ نامشروع” همراه است. تضاد طبقاتی و در نتیجه آن مبارزه طبقاتی به وجود می آید که در این مبارزه، کارگران یا پرولتارپا بر صاحبان وسایل تولید یا بورژوازی پیروز می شوند. سقوط بورژوازی و پیروزی پرولتاریا اجتناب ناپذیر است.

مارکس در اثر Das kapitar، رسالت انسان را کشفِ مبانی مبهم و نا آشکار جهان و تغییرات آن در روابط انسانی به طور عام و روابط اقتصادِ اجتماعی به طورِ خاص اشاره می کند. او تلاش می کند برای درکِ درست از یک واقعیت تاریخی، هم جنبه گذشته نگر و هم رویکرد آینده نگر را باید مورد توجه قرارداد.

مارکس معتقد است در نتیجه این تضاد طبقاتی، رویداد انقلاب و تغییرات  شتابان، برای هر یک از جامعه یِ نا آگاه اجتناب ناپذیر است.

مارکس، مانند دیگر اقتصاد دانان کلاسیک، به “تئوری ارزشِ کار” برای تبیین تفاوت های نسبی در قیمت های بازار اعتقاد داشت.

این تئوری بیان کرد؛ که ارزش یک محصول اقتصادی تولید شده را می توان به صورت عینی یا میانگین تعداد  ساعت های کاری مورد نیاز برای تولید آن سنجید.

مارکس برای ایجاد یک فعالیت اقتصادی، دخالتِ مجموعه ای از فعالیت های ذهنی، فلسفی و اجتماعی را لازم می دانست.

عنوان نوع گرایی در نظریه اقتصادی آدام اسمیت:

آدام اسمیت به عنوان پدر اقتصاد مدرن شهرت دارد و یکی از طرفداران سیاست های اقتصاد آزاد است. اسمیت در اولین کتاب وی به نام “نظریه احساسات اخلاق” که مجموعه سخنرانی هایش محسوب می شود در 1759 منتشر شد؛ اما مشهورترین کتاب اسمیت با عنوان “تحقیق در مورد طبیعت و علل ثروت ملل” در 1776 منتشر شد و نظریه مهم وی مطرح شد.

اسمیت تجارت واردات / صادرات را به علم اقتصاد وارد کرد، مفهومی که در حال حاضر به عنوان تولید ناخالص داخلی   (GDP) شناخته می شود.

وی به عنوان پدر علم اقتصاد، در کتاب احساسات اخلاقی، در مورد اخلاق خیریه و اخلاق انسانی همچنین درباره اخلاق و همدردی انسان بحث می کنند.

او در این کتاب می گوید:

به عنوان انسان، ما یک تمایل طبیعی برای عدالت داریم و این پدیده، پایه ای برای سیستم های اقتصادی و ایجاد موسسات در جامعه بشری است.

اسمیت نیز با بیان مطالب فوق، همچون ارسطو، ابن خلدون، کنفیوس، ترقی اجتماعی را از امر شخصی و توسعه آن را به طور اجتماعی می داند.

اسمیت توسعه اقتصاد را در مراحل تکامل جامعه از مرحله شکارگری به مرحله فئودالی و سپس ورود به مرحله مدرن می داند که بازار و حقوق شکل می گیرد؛ و اسمیت در کتاب نظریه احساسات اخلاقی، شوق انسان به فعالیت های اقتصادی را یک امر طبیعی و درونی می داند و رضایت مندی و مشوق های مالی را محرک میل به ثروت، روش های تولید و تقسیم کار می داند.

در نهایت اسمیت استدلال می کند تقسیم کار و تخصص، باعث ایجاد رفاه می شود.

 

 

 

یک دیدگاه 4 دیدگاه

  1. Long time supporter, and thought I’d drop a comment.

    Your wordpress site is very sleek – hope you don’t mind
    me asking what theme you’re using? (and don’t
    mind if I steal it? :P)

    I just launched my site –also built in wordpress like yours– but the theme slows (!) the site down quite a bit.

    In case you have a minute, you can find it by searching for “royal cbd” on Google (would appreciate any
    feedback) – it’s still in the works.

    Keep up the good work– and hope you all take care of yourself
    during the coronavirus scare!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *