Fact Time in Type-Oriented Economics

Mohammad Naghi Golbini Mofrad , Seyed Saeid Banifatemi

فکت زمان در اقتصاد نوع گرا:

مفهوم زمان یکی از مفاهیمی است که در علوم انسانی و پایه از یک پشتوانه ی  علمی بهره می برد. کلمه ی زمان طلایی یا golden time در دانش پزشکی از اهمیت فراوان برخوردار است.

ادگار اسنو در کتاب چینِ سرخ در مسیرِ تحولِ اقتصادی _ اجتماعی چین، جمله ی زیبا با مضمون ذیل دارد که به زیبایی تمام اهمیت زمان را بازگو می‌کند «بزرگترین عاملی که می‌توانست میان چیانگ کایچک و مائو حکومت کند،” زمان” بود.

سرمایه داری نوین یک قرن دیرتر از از غرب راهِ خود را در در چین گشوده بود…» ادگار اسنو با ترکیب کلمات فوق که بزرگ ترین عاملی که می‌توانست میان چیانگ کایچک و مائو حکومت کند، زمان بود. زمان را به عنوان یک عامل، یک محرک و یک پدیده بلا انفکاک که قابلیت حکومت کردن بر سایر پدیده ها را دارد، معرفی می‌کند و او به خوبی از اثر این متغیر بر تغییر و تحول آگاه است.

آلفرد مارشال یکی از اقتصاددانانی است که به مددِ مفهومِ زمان تئوری تلفیقی نظریه ارزش را بنا نهاد. مارشال در حالیِ که با اصولِ نظری سیستم ریکاردو و نظریه ی ارزش وی موافق بود، تاکید می‌کند که مطلوبیت باید نقش بیشتری در تعیین ارزشِ مبادله داشته باشد.

ریکاردو نیز مانند جونز از مطلوبیت برای توجیه نظریه ارزش استفاده کرده است، مارشال با الهام از روش تکاملی داروین، تلفیقی از دو نظریۀ ارزش، یکی مربوط به “نظریۀ ارزش کار ” که مربوط به ریکاردو است و دیگری” نظریه ارزش مطلوبیت” که مربوط به جونز است، به عمل می آورد.

اصول فکت مکان در اقتصاد نوع گرا
ادامه

در نظریه تلفیقی مارشال، تفکیک بین مدت آنی (یا خیلی کوتاه مدت)، کوتاه مدت و بلند مدت مهم‌ترین کمک عملی وی در” نظریه تعیین ارزش مبادله ” است.

مارشال عنصر زمان را در تحلیل اقتصادی وارد می‌کند، هر قدر زمان کوتاه‌تر باشد، تاثیر تقاضا در تعیین ارزش بیشتر است؛ و بر عکس هر قدر زمان بلندتر باشد، اهمیت عرضه یا هزینه تولید در تعیین قیمت بیشتر است. مارشال تعادل بین عرضه و تقاضا را در سه دوره زمانی مختلف آنی، کوتاه مدت و بلند مدت مورد بررسی قرار می دهد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *