The death of the nation’s economy in an offensive offshore economy

 Mohammad Naghi Golbini Mofrad , Saeid Banifatemi

در بسیاری از اوقات، تنزل و افول اقتصادی ملت‌ها، در مواجهه با تهاجم، برون مرزی نیست.

در تهاجم، برون مرزی، حمله به اقتصاد آشکار است و جامعۀ در معرض تهاجم آشکارا میل به ترمیم و قرنطینه اقتصاد خود را دارد اما در تهاجم سازمان یافته، اقتصاد های ضد ارزشی نظیر انحصار اقتصادی و اقتصاد های ربا محورِ بانکی، اقتصاد یک کشور می میرد.

در این گونه” پدیده های شومِ اقتصادی “که به مرگ اقتصاد می انجامد، پدیده ها یی چون فرار سرمایه‌های اقتصادی رایج می شود. فرار سرمایه های اقتصاد منابع انسانیِ نخبگان، بیش از فرار سرمایه‌های مشهود اقتصادی، کشورها را رنج می دهد.

به همین دلیل برای این دسته از کشور ها، مرگ اقتصادی رخ می‌دهد. در مرگ اقتصادی، ما با “زمان بی بازگشت “مواجه هستیم. اگرچه لازم به ذکر است که جنگ اقتصادی و تهاجم اقتصادی یک مفهوم جدید نیست و از معروف ترین نوشته هرمان مولر در Das finanz capital در (1928)”ادعا کرد که سرمایه داری تحت کنترل بانکها و انحصارات صنعتی قرار گرفته است.

به اعتقاد او رشد رقابت های ملی و موانع تعرفه ای به جنگ اقتصادی در خارج از کشور منجر شد ” دو پدیده ای که امروز، (رشد رقابت های ملی و موانع تعرفه ای) قرن بیست ویکم را به جنگ اقتصادی کشانده است. جنگ اقتصادی کشور ها که چندان با جنگ فیزیکی بین ملت ها فاصله چندانی ندارد.

اقتصادهایی که در مواجه با اقتصادهای تحمیلی درون کشوری نظیر اقتصادهای معیوب ربا محور بانکی و همچنین در مواجه با اقتصادهای تحمیلی برون مرزی تهاجمی شکل می گیرند مفاهیم نرخ ارزش، اخلاق، توزیع، تبادل، کالا، ثبات، پایداری، تورم و … چگونه معنا می شوند در کدام یک از رویکردهای اقتصادی و تئوری های نظری قرار می گیرند.

پایداری در اقتصاد
ادامه

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *