Weakening the nation’s economy in an offensive offshore economy

Seyed Saeid Banifatemi , Mohammad Naghi Golbini Mofrad

تضعیف اقتصاد کشور در یک اقتصاد تهاجمی :

قرن بیست و یکم، تحمیلِ اقتصادِ تهاجمی و نظامی بر کشورهای در حال توسعه است. مدلی از اقتصاد تحمیلی که به منظور فقیر کردن کشورها در سایر مولفه های رشد و توسعه اقتصادی است؛ اما این اقتصاد چه مقدار بارِ سرعت زمانی را برای این کشور را به ارمغان می آورد.

برای کسی مشخص نیست و اینکه پدیده سرعت زمانی، این کشورها را به سوی کدام یک از اقتصادهای پیشرو پیش می‌برد، چندان روشن نیست.

تاریخ تجربی اقتصادی ملت‌ها به ما می‌گوید؛ اقتصاد موفق امروز چین در مواجه با اقتصاد تهاجمی ژاپن، اقتصاد پیشرو روسیه در برابرِ اقتصاد تهاجمی آلمان و پیشرفت های اقتصادی ایران در برابر اقتصاد تهاجمی عراق و اقتصاد تهاجمی تحریم، نظم نوین اقتصاد دیگری را پدید آوردند.

اقتصاد های تهاجمی برون مرزی، اقتصادهای ممالک در معرض تهاجم را رنج می دهد وآنها را در وقفه ای از “زمان” متوقف می کند. لیکن به ندرت ممکن است اقتصاد یک ملت را محو و نابود کند مانند تجربه اقتصادِ لهستان در تهاجم آلمان در جنگ جهانی دوم.

لهستان همچون تمام کشورهای در معرض تهاجم، از فردای رهایی از جنگ دست به بازسازی اقتصاد خود زد و امروز یکی از موفق ترین کشورهای توسعه یافته اقتصادی و اجتماعی است؛ و همین طور اقتصاد خاکستر شده ویتنام در تهاجم آمریکا، که ویتنام امروزه یکی از اقتصادهای با ریسک کم و مطلوب را پشت سر می گذراند.

اندونزی، مالزی و سنگاپور از دیگر کشورهای موفق در این زمینه ‏اند.

پدیده فرار مغزها و سرمایه های نامشهود در اقتصاد تهاجمی درون مرزی
ادامه

به این دلیل که زمان ها ی در معرض تهاجم، اگر چه بیش از سطح تحمل یک ملت ارزیابی می‌شود اما قادر به بازسازی است.

پیوندِ اقتصادِ مهاجرِ آپار تایدِ آفریقایی با اقتصاد بومی آفریقا مصداق خوب مفهوم فوق است. به این دلیل که اقتصاد مهاجم آپارتاید در اقتصاد بومی آفریقا هضم شد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *