عنوان مقاله : تحلیل مفهومی اقتصاد نوع گرا

مفهوم اقتصاد نوع گرا عبارت است از : اثبات اقتصاد ارزشی بر اساس فکت های سه گانه زمان ، مکان و فرآیند. در اقتصاد     نوع گرا اعتقاد بر آنست که تمامی دانش اقتصاد از گذشته تا آینده مبتنی بر فکت های زمان ، مکان و فرآیند می باشد .اقتصاد نوع گرا از طریق معیارهای متنوع اقتصادی و الگوهای تولید ، توزیع و مصرف ، مکانیسم حل مسائل اقتصادی را پی می گیرد .

اقتصاد پایدار و کارآفرینی پایدار مهمترین مکانیسم اقتصادِ نوع گرا را تشکیل می دهد . اما هدایت هر یک از پدیده های اقتصادی به سوی مکانیسم بازدارنده و مکانیسم نگهدارنده ، پایداری و ناپایداری اقتصاد را تعیین می کند. تعیین ِ نوع یا تعیین تنوع زمان ، مکان و فرآیند در فعالیت های اقتصادی بوسیله مکانیسم های نگهدارنده و بازدارنده ، اقتصاد پایدار یا ناپایدار را تعیین می کند . در این رویکرد معیارهای متنوع به فعالیت های اقتصادی اشاره می کند که متاثر از معیارهای فرهنگی ، معیارهای اعتقادی ، معیارهای ارزشی ، معیارهای سیاسی و معیارهای اجتماعی می باشد . امروزه معیارهای فوق به عنوان محرک های اقتصادی موثر در ایجاد و توسعه اقتصادی نقش ایفا می کنند.پژوهش حاضر با رویکرد داده بنیاد و به روش گرندد تئوری ، مفهوم سازی شده است .

تعریف اقتصاد نوع گرا

مفهوم اقتصاد نوع گرا عبارت است از : اثبات اقتصاد ارزشی بر اساس فکت های سه گانه زمان ، مکان و فرآیند. در اقتصاد     نوع گرا اعتقاد بر آنست که تمامی دانش اقتصاد از گذشته تا آینده مبتنی بر فکت های زمان ، مکان و فرآیند می باشد .اقتصاد نوع گرا از طریق معیارهای متنوع اقتصادی و الگوهای تولید ، توزیع و مصرف ، مکانیسم حل مسائل اقتصادی را پی می گیرد . اقتصاد پایدار و کارآفرینی پایدار مهمترین مکانیسم اقتصادِ نوع گرا را تشکیل می دهد . اما هدایت هر یک از پدیده های اقتصادی به سوی مکانیسم بازدارنده و مکانیسم نگهدارنده ، پایداری و ناپایداری اقتصاد را تعیین می کند. تعیین ِ نوع یا تعیین تنوع زمان ، مکان و فرآیند در فعالیت های اقتصادی بوسیله مکانیسم های نگهدارنده و بازدارنده ، اقتصاد پایدار یا ناپایدار را تعیین می کند .

در این رویکرد معیارهای متنوع به فعالیت های اقتصادی اشاره می کند که متاثر از معیارهای فرهنگی ، معیارهای اعتقادی ، معیارهای ارزشی ، معیارهای سیاسی و معیارهای اجتماعی می باشد . امروزه معیارهای فوق به عنوان محرک های اقتصادی موثر در ایجاد و توسعه اقتصادی نقش ایفا می کنند.پژوهش حاضر با رویکرد داده بنیاد و به روش گرندد تئوری ، مفهوم سازی شده است .

مکانیسم های اقتصادی تولید ،توزیع و مصرف

مکانیسم های نگهدارنده

مکانیسم های بازدارنده

مفهوم مکانیسم یا مفاهیمی همچون کارکرد ،ساز و کار، اجزاء تشکیل دهنده واکنش ناخودآگاه یک دانسته می‌شود. مفهوم ساز و کار برای مطالعه علم اقتصاد از مصداق بیشتری برخوردار است. الگوهای تولید، توزیع و مصرف از الگوهای مشخص اقتصاد به شمار می‌آیند. هر یک از این الگوها تابعی از مکانیسم‌هایی هستند تا ایده ها  به فعلیت درآیند. تحقق این فرآیند با مکانیسم هایی همراه است که یک الگو از ایده تا عمل با موفقیت همراه است.این الگوها به خاطر قابلیت توسعه یافتگی به مکانیسم های نگهدارنده، نام گذاری می شوند به این دلیل که قادرند اقتصاد را در ساختار و محتوا شکل دهند. اما برخی از مکانیسم که این قابلیت را ندارند، مکانیسم های بازدارنده معرفی می‌شوند. دانش اقتصاد در پیچیدگی و  تنیدگی با سایر معیارهای سیاسی، نظامی، فرهنگی، روانشناختی، جامعه شناختی، فلسفی و اعتقادی همیشه نتایج مطلوبی با خود به همراه ندارد. به خصوص اینکه زمانی هر یک از این معیارها ارزش محور  نباشد و با ارزش همراه نگردد. آسیب‌های زیست محیطی یکی از چالش های قرن بیست و یکمی در مسیر صنعتی شدن است و مجموعه سیاره زمین را رنج می‌دهد و علائم حیاتی زمین در گستره صنعتی شدن در حال کاهش است.

بنابراین هدف ما در طرح این تئوری صرفاً خلق اقتصاد نیست بلکه ما به دنبال طراحی مدلی هستیم که ما را به پدیده اقتصاد ارزش محور نزدیک کند اقتصاد استعماری ، اقتصاد مصرفی، اقتصاد ویرانگر آن دسته از اقتصاد هستندکه با توجه به دستاوردهای بی نظیر اقتصادی، اقتصاد ارزش محور تلقی نمی شوند. این اقتصادها با همه پیشرفت های حاصلةِ اقتصادی بازدارنده اند . زیرا از فرآیند طبیعی زندگی انسانی، آنگونه که خاصِ گونه انسانی است ، بازدارندگی می کنند. اقتصاد های انحصاری که منتهی به چرخه شوم اقتصادی می‌شوند و اقتصاد های مافیایی که زاده چرخه شوم اقتصاد است، از آن دسته اند.

اقتصاد پایدار مکانیسم اقتصاد نوع گرا

در جهان پر تلاطم که اقتصاد کشورها دائماً در حال نوسان است به سختی می توان از اقتصاد پایدار سخن گفت اما در این تحقیق اقتصاد پایدار، به اقتصادی اشاره دارد که فعالیت‌های اقتصادی مبتنی بر تولید دانش و تجاری‌سازی  آن ، اقتصاد مولد با ریسک کم ،اقتصاد  اقتصاد باز و بدون انحصار و در یک تعریف کلی(( اقتصاد پیشرو)) باشد .مرکز ثقل اقتصاد پیشرو ، امنیت اقتصادی است و محرک های اقتصادی در تمام پتانسیل های یک جامعه انسانی، نقش بازی ایفا می کند.  پیشروندگی اشاره دارد به توانایی مدیریت و ایجاد رشد و توسعه و تعمیم آن به سایر مؤلفه های ایجاد ارزش و تاثیرگذاری.

در اقتصاد پایدار ،تمام پدیده های مربوط به زندگی انسانی، یک محرکِ اقتصادی برای تعامل با سایر پتانسیل‌هایِ اقتصادی و همچنین ابزار تعامل با سایر ملل است. محرکهای اقتصاد بومی، سیاست‌های اقتصاد باز، اقتصادِ مولدِ مردم نهاد ، اقتصاد بدون ریسک و اقتصاد پیشرو از ارکان اصلی اقتصاد پایدار می‌باشند.

یکی از محرک‌های اقتصاد بومی، کارآفرینی پایدار می باشد. همچنین در این پژوهش کارآفرینی پایدار به عنوان یک مکانیسم اقتصادی، رویکرد نوع گرا دارد. به این معنا که دانش کارآفرینی با بهره‌مندی از انواع فعالیتهای مرتبط  با اقتصاد به عنوان یک مکانیسم در ساز و کار اقتصاد پیشرو می باشد.

پایداری :

پایداری یک مفهوم گسترده و پیچیده است که از نظر برخی افراد به اکولوژی و مراقبت از منابع طبیعی مرتبط است. و از نظر برخی دیگر ، پایداری به اقتصاد پایدار اشاره دارد و همچنین به مسائل اجتماعی و تمرکز بر توسعه و پشتیبانی از اقشار کم درآمد اجتماعی توجه می‌کند . از طرف دیگر عده ای معتقدند که پایداری ترکیبی از همهِ موارد فوق است که قابلیت ایجاد ارزش دارد.

 

 

 

 

 

 

طراحی مدل توسعه تاب آور پایدار در توسعه اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی

در ادبیات پایدار توسعه پایدار، این گونه تعریف شده است، توسعه‌ای که نیازهای نسل امروز را برآورده می کند بدون اینکه توان نسل‌های آینده را در تامین نیازهای شان محدود کند یا به خطر اندازد

( کمیسیون جهانی توسعه و محیط ۱۹۸۳)

دولت‌ها، پایداری را به صورت یک مثلث هرمی شکل در نظر می‌گیرند با توجه به اینکه مفهوم پایداری در بیانِ دقیقتر، در جنبش اجتماعی و در کل  علم در نظر گرفته می‌شود. و توسعه پایدار به فرآیندِ مربوطه می پردازد. امروزه کاملاً آشکار است که رشد اقتصادی، توسعه اجتماعی و زیست محیطی مفاهیمی به هم مرتبط هستند.

اصول پایداری در دانش اقتصاد

  • رشد و پایداری یک فرآیند است .
  • پایداری رشد تدریجی و نیازمند پیشرفت مستمر است .
  • پایداری در مسیر انتخاب های درست و ارزش محور اتفاق می افتد.
  • برای تحقق پایداری ، تشخیص اولویتها ضروری است.
  • پایداری نقطه یابی ندارد و پایان هر مرحله،شروع مرحلۀِ دیگر پایداری است .
  • در پایداری،منافع مصرف کنندگان با منافع اجتماعی و زیست محیطی مرتبط است .

اولین شرط ایجاد اقتصاد پایدار ایجاد اشتغال است . ایجاد اشتغال یک پیش نیاز اولیه برای تولید درآمد و کاهش دائمی فقر است. چنین رشد اقتصادی ، در سایه توسعه اجتماعی و زیست محیطی در اقتصاد پایدار است که در دستور کار کمیسیون ۲۰۱۵ قرار گرفت. رشد اقتصادی پایدار در توسعه اقتصادی امکان پذیر است. هدف از اقتصاد پایدار در یک جامعه عبارت است از؛ استفاده از منابع محدود (زمین نیروی کار و سرمایه) که به طور صحیح و پایدار مدیریت شوند. اما این واقعیت است که اقتصاد ها همچنان که رشد می‌کنند به محیط زیست آسیب می‌رسانند اما راه‌هایی برای اقتصاد های پایدار وجود دارند که این  که این استراتژی ها عبارتند از:

1-اقتصاد پایدار دائمی        1 stady state  economy

در این مفهوم اقتصاد پایدار به معنای رشد در  اندازه اقتصاد است. این معنی ریشه در تفکر جان استوارت میل دارد که اندازه پیشرفته ذهنی، اخلاقی،هنری و اجتماعی به همان اندازه پیشرفت اقتصاد ضروری است .به بیان دیگر فعالیت‌های اقتصادی با در نظر گرفتن مقیاس انسانی است نه انحصار شرکت های ملی و جهانی.

اثر زمان خوب و بَد در اقتصاد نوع گرا
ادامه

۲ -اقتصاد مدور      circular  economy

هدف از   اقتصاد مدور آن است که غالب اند تمام خروجی ها از بین نمی رود و قادر است دوباره به چرخه تولید قرار بگیرد . در اقتصاد مدور دو نوع جریان وجود دارد .

۱ – منابع زیستی به منظور “بازگرداندن چرخه حیات طراحی،” شود .

۲ -منابع فنی به منظورِ بدون آسیب زدن به چرخه حیات طراحی شود.

3- اقتصاد بومی      localised  economy

اقتصادهای مدرن ،به طور فزآینده‌ای در شهرهای بزرگ متمرکز شده اند و همچنین به طور فزآینده ای وابسته به تجارت جهانی شده‌اند. این دو عامل؛ جهانی سازی و تمرکز به طور کامل بر روی انرژی ارزان قیمت متکی هستند. در آینده سوخت های فسیلی به پایان خواهد رسید به این معنا است که کالاها برای تامین نیازهای اساسی_ غذا، لباس، مسکن ،انرژی_ به صورت محلی و بومی عرضه می‌شوند. بنابراین اقتصاد محلی به این  معنا است که” تمرکز زدایی و تنوع فعالیت های اقتصادی” موجب می گردد که اقتصاد ها خودکفاو انعطاف پذیر شوند و همچنین فرصت بیشتری برای افراد بیشتر فراهم آید۰

4- اقتصاد خورشیدی یا اقتصاد غیر کربنی   solar economy

علل اصلی منحرف شدن اقتصاد جهانی از زمان انقلاب صنعتی ، استفاده از سوخت‌های فسیلی و ارزان انرژی بود. در ابتدا زغال‌سنگ موج اول رشد صنعتی را تحریک کرد و سپس سوختهای فسیلی نفت و گاز باعث رشد گسترده در اقتصاد جهانی شد. اما سوخت های فسیلی به عنوان یک منبع عظیم انرژی دو آسیب جدی شناخته شده دارند.

۱- محدود بودن و رو به پایان بودن آن.

۲- سوزاندن سوخت‌های فسیلی منجر به تغییرات آب و هوایی می شود. تامین انرژی خورشیدی به طور مستقیم یا غیر مستقیم از خورشید گرفته می‌شود، بدون آن که موجب تغییرات زیست محیطی شود . انرژی های   غیر کربنی و جایگزین دیگر مانند انرژی های بادی و آبی به الگوهایی از انرژی اطلاق می‌شود که تحت تاثیر خورشید قرار دارند.

کارآفرینی پایدار، مکانیسمِ اقتصادیِ اقتصاد نوع گرا

در حال حاضر چند سالی است که مسائل اجتماعی و زیست محیطی در دستور کار شرکت ها ، دولت و سازمان ها قرار گرفته است. این رویکرد، در جهتِ کاهش تخریبِ محیط زیست و بهبود کیفیت زندگی انسان‌ها انجام می‌گیرد. کارآفرینی به عنوان حوزه جدید که مسائل مرتبط با پایداری:” تحمل پذیری، احیا پذیری، پایداری و بازگشت پذیری “را در این عرصه دنبال می‌کند. کارآفرینی این پتانسیل را دارد که در عین ارتقاء نوآوری و خلاقیت به واسطه ارائه خدمات و محصولات جدید و مدل های کسب و کار در هرسه بعد ، تحمل‌پذیری، احیا پذیری و بازگشت پذیری ،ایجاد ارزش نماید.کارآفرینی پایدار مفهومی منتج  شده از توسعه پایدار است.  که می‌توان آن را به صورت تعهد کسب و کار به رفتار اخلاقی و مشارکت در رشد اقتصادی در عین بهبود کیفیت زندگی نیروهای کار ، خانواده های شان ،جوامع محلی، اجتماع، کل جهان و در مجموع نسل‌های آینده تعریف کرد.  درایتون اعتقاد دارد؛ کارآفرینی پایدار عبارت است از: تعیین فرصت‌ها برای کسب منافع کارآفرینانه از طریق ابداعاتی که شرایط غیر پایدار( احیا ناپذیر) موجود را تغییر داد، یا تعدیل می کنند( درایتون ۲۰۰۲).

وِبر  در خصوص کارآفرینی پایدار می گوید: آمیختن مفهوم کارآفرینی پایدار و همسان کردن این مفهوم با تولید و بازاریابی خدمات و محصولات حمایت کننده از محیط زیست توسط کارآفرینان و در نتیجه ایجاد ارزش افزودهاست (وبر   ۲۰۰۷).

این فرآیند به صورت فراهم کردن راه حل های زیست محیطی یا ابداعات و محصولات اکولوژیکی چه توسط یک شرکت تازه تاسیس و یا یک کسب و کار نهادینه شده اتخاذ شود. این دیدگاه در واقع بر ایجاد ارزش اکولوژیکی و اقتصادی به صورت همزمان تاکید می کند که در نتیجه آن می توان آن را به صورت کارآفرینی اکولوژیکی یا ” اکو کارآفرینی” تعریف کرد.

و اژۀِ کارآفرینی اکولوژیکی یا کارآفرینی زیست محیطی مترادف به کار برده می‌شوند و به معنای “رفتار خلاقانۀِ یک فعال اقتصادی یا سازمان‌های فعال در بخش‌های تجاری و خصوصی به عنوان یک هدفِ محوری و مزیت رقابتی” هستند.

کارآفرینان اکولوژی _  محور، ابداعات زیست محیطی و فرصت‌های بازار را شناسایی و سپس این ابداعات را با موفقیت اجرا و پیاده سازی می کنند و آنها را در نهایت به خدمات یا محصولات جدید تبدیل می نمایند. تمامی این افراد به سمت یک جامعه پایدار مشارکت دارند ( ملور ۲۰۰۹).

به گفته “گرلاک”  در بیانی دقیق و سختگیرانه، کارآفرینی پایدار را می‌توان به صورت” رفتار خلاقانه فعالان اقتصادی مستقل “یا سازمان های اقتصادی فعال بخش خصوصی که مسائل اجتماعی و زیست‌محیطی را هدف محوری و مزیت رقابتی در نظر می‌گیرند ،تعریف کرد. در بیانی گسترده تر، می توان کارآفرینی پایدار را به عنوان رفتار خلاقانه فعالان اقتصادی در زمینه پایداری در نظر گرفت که این فعالان می‌توانند سازمان‌های دولتی  ، غیردولتی، سازمان ها با هدف کسب درآمد و یا آنهایی که به دنبال رشد اجتماعی هستند را شامل شوند (گرلاک ۲۰۰۳).

“موتورا ” کارآفرینی پایدار را بدین صورت تعریف می‌کند: وقوع امور به شیوه ای که در آن بازه های کوتاه مدت ، میان مدت و دراز مدت مدّ نظر قرار گرفته شده‌اند. کارآفرینی پایدار در مقابل “کار آفرینی  خودخواهانه “که در آن افراد فقط به دنبال منافع خودشان هستند، قرار دارد. همچنین کارآفرینی پایدار را  با “کارآفرینی ناخودآگاه “مقایسه کرد که در آن یک شیوه غیر پایدار زندگی که تولید کنندۀ تمامی انواع ناهماهنگی ها یی است، به وجود می‌آید. کارآفرینی پایدار مشخصاً به مثلث سه زاویه متشکل از۳p (افراد جامعه  people  ، زمین یا کره خاکی  pelanetو منفعت profit) مرتبط هستند. با این حال باید اذعان داشت “پایداری” بیشتر از همۀ این موارد است.

همچنانکه در تعریف اقتصاد نوع گرا گفته شد ؛ مفهوم اقتصاد نوع گرا عبارت است از : اثبات اقتصاد ارزشی بر اساس فکت های سه گانه زمان ، مکان و فرآیند. در اقتصاد     نوع گرا اعتقاد بر آنست که تمامی دانش اقتصاد از گذشته تا آینده مبتنی بر فکت های زمان ، مکان و فرآیند می باشد .اقتصاد نوع گرا از طریق معیارهای متنوع اقتصادی و الگوهای تولید ، توزیع و مصرف ، مکانیسم حل مسائل اقتصادی را پی می گیرد .

اقتصاد پایدار و کارآفرینی پایدار مهمترین مکانیسم اقتصادِ نوع گرا را تشکیل می دهد . اما هدایت هر یک از پدیده های اقتصادی به سوی مکانیسم بازدارنده و مکانیسم نگهدارنده ، پایداری و ناپایداری اقتصاد را تعیین می کند. تعیین ِ نوع یا تعیین تنوع زمان ، مکان و فرآیند در فعالیت های اقتصادی بوسیله مکانیسم های نگهدارنده و بازدارنده ، اقتصاد پایدار یا ناپایدار را تعیین می کند .

در این رویکرد معیارهای متنوع به فعالیت های اقتصادی اشاره می کند که متاثر از معیارهای فرهنگی ، معیارهای اعتقادی ، معیارهای ارزشی ، معیارهای سیاسی و معیارهای اجتماعی می باشد . امروزه معیارهای فوق به عنوان محرک های اقتصادی موثر در ایجاد و توسعه اقتصادی نقش ایفا می کنند.پژوهش حاضر با رویکرد داده بنیاد و به روش گرندد تئوری ، مفهوم سازی شده است .

 

فکت زمان در اقتصاد نوع گرا       Time Fact

مفهوم زمان یکی از مفاهیمی است که در علوم انسانی و پایه از یک پشتوانۀ علمی بهره می برد. کلمۀ زمان طلایی یا golden time در دانش پزشکی از اهمیت فراوان برخوردار است.  ادگار اسنو در کتاب چینِ سرخ  در مسیرِ  تحولِ اقتصادی _ اجتماعی چین ، جملۀ زیبا با مضمون ذیل دارد که به زیبایی تمام اهمیت زمان را بازگو می‌کند(( بزرگترین عاملی که می‌توانست میان چیانگ کایچک و مائو حکومت کند،” زمان” بود. سرمایه داری نوین یک قرن دیرتر از از غرب راهِ خود را در در چین گشوده بود…)) ادگار اسنو با ترکیب کلمات فوق که بزرگ ترین عاملی که می‌توانست میان چیانگ کایچک و مائو حکومت کند ،زمان بود. زمان را به عنوان یک عامل، یک محرک و یک پدیده بلا انفکاک که قابلیت حکومت کردن  بر سایر پدیده ها را دارد، معرفی می‌کند و او به خوبی از اثر  این متغیر بر تغییر و تحول آگاه است.

آلفرد مارشال یکی از اقتصاددانانی است که به مددِ مفهومِ زمان تئوری تلفیقی نظریه ارزش را بنا نهاد. مارشال در حالیِ که با  اصولِ نظری سیستم ریکاردو و نظریۀ ارزش وی موافق بود، تاکید می‌کند که مطلوبیت باید نقش بیشتری در تعیین ارزشِ مبادله داشته باشد. ریکاردو  نیز مانند جونز از مطلوبیت برای توجیه نظریه ارزش استفاده کرده است ، مارشال با الهام از روش تکاملی داروین ، تلفیقی از دو نظریۀ ارزش، یکی مربوط به “نظریۀ ارزش کار ” که مربوط به ریکاردو است و دیگری” نظریه ارزش مطلوبیت” که مربوط به جونز است، به عمل می آورد. در نظریه تلفیقی مارشال، تفکیک بین مدت آنی( یا خیلی کوتاه مدت )، کوتاه مدت و بلند مدت مهم‌ترین کمک عملی وی در” نظریه تعیین ارزش مبادله ” است.     مارشال عنصر زمان را در تحلیل اقتصادی وارد می‌کند ،هر قدر زمان کوتاه‌تر باشد ،  تاثیر تقاضا در تعیین ارزش بیشتر است . و بر عکس هر قدر زمان بلندتر باشد ، اهمیت عرضه یا هزینه تولید در تعیین قیمت بیشتر است. مارشال تعادل بین عرضه و تقاضا را در سه دوره زمانی مختلف آنی ، کوتاه مدت و بلند مدت  مورد بررسی قرار می دهد .

اقتصاد نوع گرا در تئوری های اقتصادی پایه
ادامه

با پذیرش این فرض که زمان یکی از فکت های تاثیرگذار بر اقتصاد است. با بررسی اقتصاد های بومی ، محلی و جهانی می آموزیم که زمان‌های قحطی، خشکسالی و سایر مشکلات زیست محیطی به راه‌های پیشگیری و بهبود شرایط فکر کنیم وخلاق اقتصاد هایِ مولد باشیم و همینطور زمان را در اختیار خود بگیریم تا اقتصاد را در مسیر آموزش ، سلامت و رفاه قرار دهیم. اما تلاش‌های فردی در اقتصاد و کسب و کار بعضاً با پدیدۀ ورشکستگی های شغلی مواجه می شود. همینطور انرژی اقتصاد معطوفِ به سلامت و رفاه،  درون حفرۀ اقتصادِ ویرانگر جنگ و نابسامانی های اقتصادی کشیده می شود. این زمان ها تابعی از زمان‌هایِ ارزش محور نیست. حتی در بازار رقابت با مفاهیمی همچون فقیر کردن رقبا و زمانِ حذف رقبا مواجهیم. روشن است که در اقتصاد، ما با دو نوع زمان اقتصادی سر و کار داریم زمان های خوب یا مطلوب که ایجاد و رشداقتصادی را توضیح می دهد و رضایت مندی مارا دنبال دارد و زمان های بد یا نامطلوب که از مسیر اقتصاد ارزش محور دور می شود. برای اینکه اقتصاد در حفرِۀ زمان های بد قرار نگیرد چه باید کرد؟

جهان دوبار به حفرۀ اقتصادِ بدِ دو جنگ جهانی فرو رفت در این دورۀ زمانی تمام انرژیِ اقتصادی از تولید ایده تا محصول نهایی در خدمت دو جنگ جهانی قرار گرفت. اقتصاد آمریکا از خاکستر دو جنگ جهانی فرصتِ جهش پیدا کرد. اما جهش های اقتصادی آمریکا در زمان دو جنگ ویتنام و کُره در دوره ای از زمان متوقف شد. شاید اتفاق های پیش رو نا خواسته بودند اما واقعیت آن ، وقفه اقتصاد پیشرو  و  وقفه اقتصاد ارزش محور بود.

اقتصاد هایِ بد، تنها منتهی به تولید و انباشت سرمایه در مسیر هایِ غیر ارزشی نمی‌شوند بلکه پیامدهای غیر ارزشیِ دهشتناک دیگر را با خود به همراه دارند و نسل کشی انسان و طبیعت یکی از آن است. نسل کشی های جنگ جهانی دوم و و نسل کشی مسلمانان یوگوسلاوی در جنگ بالکان از آن دسته نسل کشی هایی هست که آشکار است و جهان قادر به دیدن آن بود اما نسل کشی ایرانیان در جنگ ایران و عراق از پدیده های پنهانی است که پنهان مانده است. زیرا آسیب دیدگان ناشی از جنگ ایران در رفتار خصمانۀ تحریم های گستردۀ ملی و جهانی همچنان در حال شهید شدن هستند بدون آنکه کسی به این پدیده آگاه باشند و همپوشانی پدیده فوق افول زود هنگام نخبگانِ اقتصاد و افولِ نیروهایِ کارِ جوان و انرژی صرف شده در مسیر هویت دفاعی، اثر وقفۀ زمانی بر چند نسلِ متوقف را می‌توان به خوبی درک کرد. پدیده های فوق که اقتصاد نظامی ، مرکز ثقل توسعۀ اقتصادی در زمان‌هایِ جنگ بود. هم اکنون به عنوان یک مدل از اقتصاد تهاجمی ، رایج شده است و هر روز گسترده‌تر می‌شود.

ره آور اقتصاد تهاجمی چیست؟ اقتصاد تهاجمی از چه دوره زمانی شکل می‌گیرد و چگونه در پدیده سرعتِ زمان گم می شود. برای درک بهتر سرعت زمانی ، ما همان مدلِ سرعت زمان خود را  بازگو می کنیم. تصور کنید یک اقتصاد کشاورزی چگونه شکل می گیرد ، زمان صرف شده برای تجهیز ماشین آلات کشاورزی، داشت، کاشت و برداشتِ یک محصول چقدر زمان میبرد. در این منبع تولید، با احتساب توزیع و عرضه چه تعداد افراد ذینفع میشوند. زمان صرف شدۀ پدیدۀ فوق بی‌نهایت متفاوت است با زمان ساخت یک ابزار جنگی و موشک هایِ مخرب برای یک کشور در حال تدارک جنگ. سرعتِ زمانی برای اقتصاد ها یِ به دور از بحران در مقایسه با سرعت زمانی برای اقتصاد های تهاجمی بسیار متفاوت است.

قرن بیست و یکم ، تحمیلِ اقتصادِ تهاجمی و نظامی بر کشورهای در حال توسعه است. مدلی از اقتصاد تحمیلی که به منظور فقیر کردن کشورها در سایر مولفه های رشد و توسعه اقتصادی است. اما این اقتصاد چه مقدار بارِ سرعت زمانی را برای این کشور  را به ارمغان می آورد. برای کسی مشخص نیست و اینکه پدیده سرعت زمانی، این کشورها به سوی کدام یک از اقتصادهای پیشرو پیش می‌برد، چندان روشن نیست.

تاریخ تجربی اقتصادی ملت‌ها به ما می‌گوید؛ اقتصاد موفق امروز چین در مواجه با اقتصاد تهاجمی ژاپن ، اقتصاد پیشرو روسیه در برابرِ اقتصاد تهاجمی آلمان و پیشرفت های اقتصادی ایران در برابر اقتصاد تهاجمی عراق و اقتصاد تهاجمی تحریم ،نظم نوین اقتصاد دیگری را پدید آوردند.

اقتصاد های تهاجمی برون مرزی ، اقتصادهای ممالک در معرض تهاجم را رنج می دهد وآنها را در وقفه ای از “زمان” متوقف می کند. لیکن به ندرت ممکن است اقتصاد یک ملت را محو و نابود کند مانند تجربه اقتصادِ لهستان در تهاجم آلمان در جنگ جهانی دوم .

لهستان همچون تمام کشورهای در معرض تهاجم ، از فردای رهایی از جنگ دست به بازسازی اقتصاد خود زد و امروز یکی از موفق ترین کشورهای توسعه یافته اقتصادی و اجتماعی است. و همین طور اقتصاد خاکستر شده ویتنام در تهاجم آمریکا ،که ویتنام امروزه یکی از اقتصادهای با ریسک کم و مطلوب را پشت سر می گذراند. اندونزی، مالزی و سنگاپور از دیگر کشورهای موفق در این زمینه ‏اند.

به این دلیل که زمان ها ی در معرض تهاجم ، اگر چه بیش از سطح تحمل یک ملت ارزیابی می‌شود اما قادر به بازسازی است. پیوندِ اقتصادِ مهاجرِ آپار تایدِ آفریقایی با اقتصاد بومی آفریقا مصداق خوب مفهوم فوق است.

در بسیاری از اوقات، تنزل و افول اقتصادی ملت‌ها، در مواجهه با تهاجم، برون مرزی نیست. در تهاجم، برون مرزی حمله به اقتصاد آشکار است و جامعۀ در معرض تهاجم آشکار میل به ترمیم و قرنطینه اقتصاد خود را دارد اما در تهاجم سازمان یافته اقتصاد های ضد ارزشی نظیر انحصار اقتصادی و اقتصاد های ربا محورِ بانکی، اقتصاد یک کشور می میرد. در این گونه” پدیده های شومِ اقتصادی “که به مرگ اقتصاد می انجامد، پدیده ها یی چون فرار سرمایه‌های اقتصادی رایج می شود. فرار سرمایه های اقتصاد منابع انسانیِ نخبگان ، بیش از فرار سرمایه‌های مشهود اقتصادی، کشورها را رنج می دهد. به همین دلیل برای این دسته از کشور ها،  مرگ اقتصادی رخ می‌دهد. در مرگ اقتصادی، ما با “زمان بی بازگشت “مواجه هستیم. اگرچه لازم به ذکر است که جنگ اقتصادی و تهاجم اقتصادی یک مفهوم جدید نیست و از معرف ترین نوشته هرمان مولر در Das finanz capital  در (1928)”ادعا کرد که سرمایه داری تحت کنترل بانکها و انحصارات صنعتی قرار گرفته است . به اعتقاد او رشد رقابت های ملی و موانع تعرفه ای به جنگ اقتصادی در خارج از کشور منجر شد ” دو پدیده ای که امروز ، (رشد رقابت های ملی و موانع تعرفه ای ) قرن بیست ویکم را به جنگ اقتصادی کشانده است .جنک اقتصادی کشور ها که چندان با جنگ فیزیکی بین ملت ها فاصله چندانی ندارد .

اقتصادهایی که در مواجه با اقتصادهای تحمیلی درون کشوری نظیر اقتصادهای معیوب ربا محور بانکی و همچنین در مواجه با اقتصادهای تحمیلی برون مرزی تهاجمی شکل می گیرند مفاهیم نرخ ارزش ، اخلاق ، توزیع ، تبادل ، کالا ، ثبات ، پایداری ، تورم و … چگونه معنا می شوند در کدام یک از رویکردهای اقتصادی و تئوری های نظری قرار می گیرند .

وقتی صحبت از اقتصاد است ، سخن از سرمایه است .مهم ترین ویژیگی سرمایه فرار است . سرمایه در اقتصادهای تهاجمی در مسیر میل به فرار ، سرعت شتابان به خود می گیرند . و تمام مفاهیم فوق از سرمایه های مشهود تا سرمایه های نا مشهود دوچار تغییر شتابان می شوند که ممکن است اختصاصا” تابع هیج یک از رویکردهای نظری قرار نگیرند ضمن آنکه در تنوعی از مجموعه تئوری های اقتصادی قابل مطالعه باشند و همین اقتصاد اشاره به رویکرد اقتصاد نوع گرا دارد یعنی اقتصادهایی که از تنوع وسیعی از رورکرد های نظری بهره می برند .

کارآفرینی پایدار، مکانیسمِ اقتصادیِ اقتصاد نوع گرا
ادامه

زمان نیز همچون مکان ،کانال هایی دارد که به عنوان ذخیره تاریخی یک ملت عمل می‌کند و بر هر یک از پدیده های اجتماعی و اقتصادی تاثیر می گذارد. در چین بخشی از موزه ها ، دورۀ تسخیر ژاپن بر چین را حکایت می کند و دانش آموزان یاد می گیرند این دوره را، دوره تحقیرآمیز ملت خود بدانند. تعامل و همچنین مناقشات فَکتِ موثر از هویت های تاریخی یک ملت است. هویت اقتصادی بخش کوچک از هویت عظیم یک ملت است. درک و تشخیص راههای زمانی برای اقتصاد های آینده نگر، اهمیت حیاتی دارند آیا  فکت دیگر اقتصاد نوع گرا ، فکت مکان و فکت فرآیند نیز همانند فکت زمان انواع خوب و بد دارند؟

فکت مکان در اقتصاد نوع گرا     locaton facte

فکت مکان همچنان که از نامش پیداست اشاره به سازه و زیرساخت های مکانی یک اقتصاد دارد.        سازه های ثابت و سازه های متحرک با ساختارهای موضوعی، عینی ترین مصداق فکت مکان هستند. موفقیت در اقتصاد کشاورزی و سدسازی مرهون مطالعه آب و خاک در مکان های مشخص است. موفقیتِ پرواز هواپیماها، در کریدورهای هوایی ممکن می شود. سنگاپور به عنوان نماد موفق صنایعِ بنادر وکشتیرانی، موفقیتِ خود را در سرنوشت جغرافیایی خود می داند. انسان قرن بیستمی برای موفقیت در اقتصاد، تجارت و بازرگانی مانند انسان‌های گذشته چندان متکی به مکان های در دسترس نیست بلکه توانایی انسان امروزی ایجاد مکان‌های نامتعارف در بی مکانی است. قرار گرفتن ایستگاه فضایی میر توسط شوروی سابق در سال 1986 و قرار گرفتن ماهواره رُزتا تا۲۰۰ میلیون کیلومتر خارج از جَو  زمین یکی از این توانایی است. بنابراین انسان امروز برای کسب و کار و  فعالیت های اقتصادی از بی مکانی رنج نمی برد. بلکه برای تعیین کسب و کار و فعالیت های اقتصادی با پدیدۀ تعیینِ مکان سر و کار دارد. تشخیص تنوع مکانی و تعیین مکان های متنوع برای فعالیت‌های اقتصادی ، موضوع فکت مکان در اقتصاد نوع گرا می باشد.

به بیان دیگر این مفهوم سازی به انواع مکان‌هایی اشاره دارد که برای فعالیت‌های اقتصادیِ در دسترس است یا می‌تواند در دسترس قرار گیرد.

این نگاه، نگاه آشکار اقتصاد نوع گرا است و تقریبا مِتُدِ سبب‌شناسی دارد، اما نگاه عمیق ترِ ما، نگاه آسیب شناسانه است که به دنبال تبیین نظری آن هستیم. در سبب شناسی اکثر مکان ها، حتی در مکان های به دور از دسترس ، فرصت فعالیت های اقتصادی وجود دارد. اما در نگاه آسیب شناسی بدنبال پاسخ ذیل که آیا در بسیاری از مکان‌های در دسترس، فعالیت‌های اقتصادی امکان پذیر است؟

بشر هنوز به این بلوغ فکری نرسیده است که میلیون‌ها کیلومتر خارج از  جَو ، می‌شود فعالیت اقتصادی کرد و می تواند مکان خوبی ایجاد کند و در مکان خوب، اهدافِ اقتصادی را دنبال کند اما قادر نیست تعیین کند که یک مکان خوب اقتصادی مانند خلیج فارس ، می‌تواند به یک مکان بَدِ اقتصادی تبدیل شود.

در تفکر نوع گرا، دستاورد انسانِ هوشمند امروزی در فعالیت های اقتصادی یا سایر فعالیت ها با اهداف اقتصادی این است که :

برای فعالیت های اقتصادی ، می تواند مکان خوب تعیین کند.

برای فعالیت های اقتصادی ، می تواند مکان بَد تعیین کند.

برای فعالیت های اقتصادی ،  می تواند مکان بَد را به مکان و خوب تبدیل کند.

و اینکه برای فعالیت های اقتصادی ، می تواند مکان خود را به مکان بد تبدیل کند.

وظیفه انسان امروزی برای اقتصاد ارزشی و اهداف اقتصاد ارزش محور چیست؟ اثرِ مکان های  خوب و بد و تبدیل هر یک به دیگری بر جهان چه میزان است؟  فکت مکان در  رویکرد اقتصاد نوع گرا عبارت است از اینکه : فعالیت اقتصادی جوامع بشری، بیش از آنکه در استقرار و ترددِ مکانی باشد متأثر از تعیین نوع شناسی مکان ها است که فعالیت اقتصادی یا اهداف اقتصادی را دنبال می کند. در چنین رویکردی، ارزش نیروی کار، ارزش منابع، تعیین عرضه ، تقاضا ، بازار و ریسک های اقتصادی در در انواع رویکردهای نظری و تئوری های اقتصادی قابل مطالعه است. فعالیت های اقتصادی ،تحت تاثیر کانال هایی است که تولید ،توزیع و بازار در آن شکل می‌گیرد. بخشی از این کانالها در هر یک از سه مؤلفه فوق عینی هستند اما بخش مهم تر  آن، خط مشی های سیاسی و ایدئولوژیکی عینی نیستند. به اعتقاد دیویدآکر  درک و شناخت کانال ها می تواند ارزش و اهمیت استراتژیکی داشته باشد.

فکت فرآیند         (prcess fact)

” بزرگترین پیشرفت‌های تمدن،” فرآیندهایی” است که جوامع را می شکند و آنها را دوباره می سازد. این (فرآیندها) همان تحولِ اقتصادی است که در جاهای دیگر آن را دیده اند …”

((نقوی _صفحه ۲۰۷_ اقتصاد توسعه یک الگوی جدید))

در فرهنگ فارسی معین، “فرآیند به مجموعه عملیات و مراحل لازم برای رسیدن به یک هدف مشخص تعریف شده است”.

در فرهنگ عمید” سلسله دگرگونی های طبیعی برای رسیدن به نتیجه معین و مجموعه عملکردهای مختلف برای حصول نتیجه معین تعریف شده است”.

بخش عمده رویکرد اقتصاد نوع گرا، اختصاص دارد به مطالعه تنوع رفتارِ بومی،رفتاری و زیست محیطیِ منابع انسانی و فرآیندهای رفتاری در علوم روانشناسی عبارت است از:

مطالعه رفتار  جانداران از دیدگاه های تحلیلی، شناختی، اخلاقی، زیست محیطی و تکاملی.

لغت نامه وبستر فرآیند را چنین تعریف می‌کند: عمل یا پیشرفت طبیعی مداوم پیشرونده مشخص شده با تعدادی تغییراتِ تدریجی که به طور نسبتاً معین و به هم پیوسته روی می‌ دهند و به نتیجه یا فرجام خواستی می انجامد. یک فرآیند معمولاً با یک یا چند تغییر همراه است و تشخیص  تمامی موارد ایجاد تغییر برای رسیدن به درک کاملی از فرآیند الزامی است تغییرات ایجاد شده در اثر وقوع یک فرآیند را می توان موضوعات زیر جستجو کرد و تاثیر و  تاثر بر یک پدیده را پیگیری کرد.

  • تعیین میزان ایجاد تغییر
  • اثر تغییر بر دامنه فعالیت ها
  • اسناد اثر هر یک فعالیت بر بازخوانی فعالیت های بعدی

“فرآیند” در رویکردهای اقتصادی اشاره دارد به روابط متقابل، مرتبط و ادامه‌دار که در که در هر مرحله یک یا چند منبع “زمان ، منابع انسانی، انرژی، سرمایه و تجهیزات” را برای تبدیل به ورودی‌ها، داده ها، مواد، قطعات… را به خروجی ها می رساند. سپس این خروجی ها به عنوان ورودی برای مرحله بعدی به منظور یک هدف شناخته شده یا نتیجه نهایی به دست می آید. به بیان دیگر مجموعه ای از فعالیت های سیستماتیک به منظور کسب ایجاد نهایی. در مجموع فرآیند به مجموعه فعالیت‌های به هم پیوستۀ اطلاق می شود که برای ایجادِ یک یا چند تغییر تعریف شده، طراحی و پیاده شده است که هر فرآیند با یک فعالیت مشخص آغاز و با یک فعالیت مشخص نیز پایان می یابد در فرآیند مجموعه فعالیت‌های به هم پیوسته از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در مطالعه ی مفهومِ فرآیند سعی بر آن است که به مفاهیم ذیل توجه شود.

  • چه چیز باعث فرآیند می شود .
  • چه زمانی موجب فرآیند می شود.
  • فرآیند مورد انتظار( فرآیند رکود- فرآیند رشد) کدام است.
  • چه فرآیندی، فرآیند دیگر را فراخوانی می کند .
  • عامل تغییر فرآیند کدام است .
  • عوامل تحولِ فرآیند کدام است.
  • فکت های موثر و تسریع بخش فرآیند کدامند.
  • پیامدهای فرآیند ها کدامند.
  • در مطالعه فرآیندها معیار، الگوها، زمان ،اقدامات و انتظارات مورد توجه قرار می‌گیرد.

تاسیس کارخانه های ساخت تسلیحات نظامی در فاصله دو جنگ جهانی اول و دوم یکی از مصداق‌های مطالعه مفهوم فرآیند است طراحی ،تولید و ساخت تجهیزات نظامی در مسیر یک فرآیند ۲۰ ساله و در فرآیند تحول تکنولوژیکی شکل گرفت. جنگ های داخلی فرانسه، آمریکا و حتی جنگ جهانی اول تقریبا  زمینی بود، اما نقش فرآیند در خلال دو جنگ جهانی آنقدر زیاد بود که جهان نبرد را نیز در زیر دریا و آسمان تجربه کند. همچنین سده های میانی یا قرون وسطی یکی از مصداق های خوب فرآیندی در ارائه رویکردهای نظری و تئوری های علمی است.  تکیه اروپائیان بر مفهوم ایمان و عبور از آن در نظریه ارسطو و مسیحیت تا تکیه کردن بر عقل ، چند صد سال زمان برد این تغییر و تحول در فرآیندی شکل گرفت که سقوط اقتصاد برده داری و رواج فئودالیسم، سقوط امپراطوری روم و ایجاد  پروتستان و کالونیسم و مسیر بسترهای سرمایه داری بخشی از از آن بود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *