کانی بالیسم اقتصادی

میکرو کانی بالیسم اقتصادی

ماکرو کانی بالیسم اقتصادی

گرند کانی بالیسم اقتصادی

عنوان : کانی بالیسم اقتصادی

این اولین بار نیست که دنیا ، در معرض بحرانهای جهانی است . دو جنگِ جهانی اول و دوم ، قحطی ، سیل ، زلزله ، جنگ های منطقه ای ، ایدز، ایبولا ، طاعون ، آنفلونزا ، تب کنگو … بارها و بارها جهان را با بحران مواجه کرده است .تأثیر و تأثر هر یک از بحرانها ، بر اقتصاد مشهود بود و در هریک از بحرانهای فوق ، اقتصاد با رشد یا رکود همراه بوده است .

تا کنون اقتصاد ، بیش از آنکه متأثر از تصمیم گیری ها و فعالیت های اقتصادی باشد ، متأثر از سیاست ، حقوق ، جامعه شناسی و فلسفه بوده است .

اما کانی بالیسم اقتصادی در بحران کووید 19 نشان داد که اقتصاد برای اولین بار از تمام دانش ها عبور کرده است و فارغ از هر دانشی ، اقتصاد یک دانش مستقل است . تنیدگی دانش اقتصاد با سایر دانش ها ، دلیل بر پیرو بودن این دانش از سایر دانش ها نیست . اما کانی بالیسم اقتصادی به کدام یک از حوزه های اقتصادی و معرفتی اقتصاد مربوط می شود ؟

کانی بالیسم اقتصادی به دلایل ذیل در اقتصاد تهاجمی به بحث گذاشته می شود . اقتصاد تهاجمی عبارتست از دسترسی به منابع اقتصادی بیشتر با توسل به زور . این پدیده غالباً با تفتیشِ آشکار سازی ارزش های اقتصادی پنهان و “تحمیل ” تمایلات مهاجم همراه است . اقتصاد تهاجمی سه گونه مشخص دارد :

اقتصاد تهاجمی برون مرزی “میکرو کانی بالیسم اقتصادی ” ، اقتصاد تهاجمی درون مرزی “ماکرو کانی بالیسم اقتصادی” و کانی بالیسم اقتصادی ” گرند کانی بالیسم اقتصادی ” .

کانی بالیسم اقتصادی عبارتست از بلعیده شدن اقتصاد جهانی که تضعیف تمام فعالیت های اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و نظامی را به همراه دارد .دوران کرونا و زمین گیر شدن اقتصادِ  جهانی شکلِ آشکارِ کانی بالیسم اقتصادی بوده است .

این دوران ، رکود اقتصادهای کشاورزی ، گردشگری ،کارآفرینی ، صنایع بهداشتی ، دارو و غذا ،  و رکود صنایع صنعتی و سنتی را به مراه داشته است .

کانی بالیسم از گذشته های  دور به همنوع خواری اشاره دارد و از مدتها قبل همنوع خواری انسانی ، حیوانی و کانی بالیسم کهکشانی از دسته مطالعاتِ دانشی بوده است . بحران جدید اقتصادی که در اثر کرونا شکل گرفته است را می توان کانی بالیسم اقتصادی نامید ،که بلعیدِه شدن گونه های مختلف اقتصادی را بهراه داشته است .

در فراگیر شدنِ چنین بحرانهایی نه تنها دولت ها ، بلکه تمدن ها نیز پوست می اندازند و تغییر می کنند . چهره تمدن رنسانس اروپا از ایپیدمی شدنِ جنگ ها و بیماری های عفونی ، و با و طاعون بوجود آمد . در این گونه فجایع دولت های عاقل و بالغ چرخه نخبگان و تئوریهای نوین را جدی می گیرند زیرا قادر به درکِ مفهوم هستند .  بخصوص اینکه اثرات رکود اقتصادی به سامانه های مالی و بانکی راه پیدا کرده است .

در کانی بالیسمِ اقتصادی ِ دورانِ کرونایی ، جهان با هر دو پدیده ی آشکار سازی ارزش های اقتصادی پنهان و تحمیلِ تمایلات مهاجم روبرو شده است . در این دوران ارزش های اقتصادیِ هر یک از ملت ها پیش از پیش عریان شدند .

فکت زمان  در اقتصاد نوع گرا
ادامه

به گونه ای که تقریباً خود سانسوری اقتصادی ، به کمترین میزان خود رسید و حتی کشورهای مدرن و بسیار پیشرفته نمی توانستند ، نیازهای اقتصادی و وابستگی های اقتصادی خود را کتمان کنند .دولت ها و ملت ها آشکارا به خود افشاگری نیازمندیها ی اقتصادی خود اذعان داشتند .

چشم پوشی و اجتناب از درگیری های  ایدئولوژیکی و همچنین تعاملات به دور از مناسبات ایدئولوژی یکی از مصداق هاست وحتی ابر قدرت ها نیز تحت تأثیر تمایلات نا خواسته اند . پذیرش تمایلاتی که فی النفسه استراتژی حکومتی آنان نیست ولی در مواجهه چنین بحرانهایی از نقشه راه قبلی خود صرف نظر می کنند و این همان فکت ِتحمیل تمایلات مهاجم می باشد که در بحران  کوید  19 به انسان تحمیل شد.

در کانی بالیسم اقتصادی که خودِ اقتصاد ، دست به همنوع خواری می زند ، یک پدیده یا یک ویروس نقش مُوثری را ایفاد می کند که استراتژیهای تولید ، کسب و کار و سرمایه را به گونه ای دیگر بر انسانِ اقتصادی تحمیل می کند .

در کانی بالیسمِ اقتصادی 20-2019 نه تنها اقتصادهای خُرد و سنتی بلکه اقتصادهای کلان و مدرن نیز بلعیده شدند . اما ، آیا کانی بالیسم اقتصادی “همنوع خواری اقتصادی ” شبیه کانی بالیسم کهکشانی یا “همنوع خواری کهکشانی” است ؟

تاریخ تجربی به ما میگوید اقتصاد تهاجمی، پیامد مفهومِ تغییرِ شتابان است . این تغییرات که تا حدِ مفهوم آشوب معنا پیدا می کند ، حاکی از سه نوع تغییرات درون مرزی ، برون مرزی و فرآیندی است . تقریبا” تمام انقلابهای دهه 40 و 50 آمریکای لاتین از دسته تغییراتِ شتابانِ اقتصادی با کسب حداقل امتیازهای مدنی و ارزش محور همراه است .

ارزش های برابری ، جوامع یک طبقه یا بدون طبقه و ضد  تبعیض گرا ، بخشی از آن است . وسعت ضایعه این آشوب در اندازه همان ملتِ در معرضِ تغییر ، تحدید کننده است. اگر چه سایر ملت های منطقه ای متأثر از آن خواهند بود . این تغییرات حتی با وجود مثبت گرا بودنِ خود ، آسیب هایی را برای یک ملتِ در معرض تغییر به دنبال خواهد داشت .

اما اقتصادهای تهاجمی برون مرزی ، در ذات ، در عمل و در پیامد با اقتصادهای تهاجمی درون مرزی تفاوت بیشمار دارد . ساختار اقتصادهای تهاجمی برون مرزی چه سنتی و چه مدرن به دلیل سیاست تحمیل گرایی، ارزش محور نیستند. اقتصادهای تهاجمی سعی بر آن دارند ارزش های خودشان را جایگزین ارزش های بومی کنند .

مانند اقتصاد تهاجمی ، بلژیک به کنگو در خلال سالهای 1908 تا 1960 ، اقتصاد تهاجمی انگلیس به هند در خلال سالهای 1857 تا 1947 اقتصاد تهاجمی فرانسه به الجزایر در سالهای 1830 تا  1847، اقتصاد تهاجمی ایتالیا به لیبی در سالهای 1934 تا 1947 ، ایدئولوژی های اقتصاد تهاجمی فاشیسم ایتالیا و نازیسم آلمان در جنگ جهانی دوم ، اقتصاد تهاجمی مغول ، اقتصاد تهاجمی غرب به خاور میانه و خلیج فارس از ابتدای قرن بیست ، بخشی از رخداد هایی است که بشر با آن دست به گریبان بود .

اما بخشی از تهاجم در ذات و در فرآیند اقتصاد است که آن را کانی بالیسمِ اقتصادی می نامیم. با پذیرش فرضِ فوق ، کانی بالیسم اقتصادی از دسته تغییرات فرآیندی است.فرآیندِ کوشش و خطای اقتصادی که ماحصل فرآیندی به عمر فعالیت اقتصادی به دست انسان است .

اصول فکت مکان در اقتصاد نوع گرا
ادامه

در این فرآیند اقتصاد کشاورزی در اقتصاد صنعتی بلعیده شد . اقتصادِ صنعتی در اقتصادِ نظامی و هوا – فضا بلعیده شد. اقتصادهای کوچک ، توسط بنگاه های اقتصادی بزرگ بلعیده می شوند . بیش از دویست سال از مطالعه روشمند اقتصادی می گذرد . هریک از بخش های اقتصادی ، بلعیده شدن بخشی از اقتصاد را توسط بخشِ دیگر اقتصادی تبیین می کنند .

مفاهیمی همچون خذف رقبا ، تغییر کاربریِ اقتصادی ، خروج کسب و کار ، ایجاد هلدینگ ، ظهور صنایع مادر ، ایجادِ بازارهایِ جدید و حذف بازارهای سنتی و … استراتژی های متنوعی از رویکردهای اقتصادی را بازگو می کردند که خورده شدن یک اقتصاد توسط اقتصاد دیگر را تبیین می کنند . اما کانی بالیسم اقتصادی در پدیده کرونا شکل عملی به خود گرفت .

مداخلات غرب ، آمریکا و متحدینِ اروپا در پنجاه سال گذشته برای دستیابی به اقتصادِ نفتی جهان بر کسی پوشیده نیست .تحمیل مالیات بر اقتصادهای رو به رشد و همچنین تحمیل تحریم بر اقتصادهای مستقل ، توسط آمریکا و متحدانش یکی از صدها مداخلۀِ اقتصادی است که حاکی از بلعیده شدن اقتصادهای کوچک و مستقل بوده است .

اثر تحمیل فشارهای پنجاه سال گذشته که برای برخی از اقتصادها ، تا مفهوم نسل کشی نیز معنا پیدا می کند، چقدر درست بود؟ آمریکا و متحدانش برای اقتصادهای خود چقدر نجات بخش بوده اند ؟ و تا چه اندازه آنان را موفق به تسلط اقتصادی کرد؟ در حالیکه فلج شدن اقتصاد جهانی ، زمین گیر شدن فعالیت های اقتصادی ، رکود کسب و کار ، در پدیده کرونا برای تمام جهان یکسان بود . آیا اقتصاد جهانی در دوران کرونا درحُفرهِ کانی بالیسم اقتصادی قرار نگرفت ؟

کانی بالیسم یک مفهوم جدید نیست . کانی بالیسم انسانی ، حیوانی و کانی بالیسم کهکشانی از مدتها قبل به عنوان یک مفهوم دانشی ، مطالعه می شود. رکود اقتصاد جهانی ، حاکی از کانی بالیسم اقتصادی است که اقتصادهای جهانی ،  از صنعتی به صنعت دیگر ، از دوره ای به دوره دیگر و از ملتی به ملت دیگر ادامه یافت .

و این گونه ای از تهاجم اقتصادی برای بلعیده شدن  است که توسط خودِ اقتصاد  اتفاق  ا فتاد   و می تواند پیامد بلعیده شدن اقتصادهایی بوده باشد که از صنعتی به صنعت دیگر و از اقتصادی به اقتصاد دیگر توسعه یافته است .

بزرگترین پیام کانی بالیسم اقتصادی، فقدان امنیت اقتصادهای مداخله گر و غیر ارزشی است .این فقدانِ امنیت هم در اقتصادهای سطح پایین و هم در اقتصادهای VIP و فوق مدرن نظیر صنایع ناوهای هواپیمابر دیده می شود. میلیاردها دلار هزینه صرف تجهیزات دریایی شده است که امنیت دریاها را حفظ کند اما تمام این اقتصاد در کانی بالیسم اقتصادی بلعیده شد . بدون آنکه بتواند امنیت خود یگان دریایی را حفظ کند .

آیا مکتب های اقتصادی مرکانتیلیسم، لیبرالیسم ، مارکسیسم ، نئوکلاسیک و همینطور نظریه اقتصادی کینزی، شومپیتر ، اتریش ، کلاسیک و سایر نظریه های اقتصادی ، تنها تحولات و استراتژی های اقتصادی را توضیح می دادند . اگر پاسخ مثبت است چگونه نقش بلعیده شدن انرژی و ارزشهای انسانی و نادیده گرفتن آن در نظریه ارزش مبادله مارشال ، ریکاردو و فلسفه مارکس و ابن خلدون به تفسیر توضیح داده می شود .

چگونه می شود، ابن خلدون در مقدمه ابن خلدون دغدغه نادیده شدن و بلعیدنِ اقتصادهای نوپا را تذکر می دهد .و چگونه می شود ادگار مورن ویژگی اخلاق عملی را تذکر می دهد . کانی بالیسم اقتصادی از گذشته های دور توسط مکاتب و صاحب نظران اقتصادی به تکرار بحث شده است . لیکن ما قادر به تبیین و توسعه این دانش نبوده ایم . شاید هنوز ما در دانش اقتصاد با عدم مفهوم سازی و ابداع خط و زبان اقتصاد مواجه هستیم .

- Sustainability in the economy
ادامه

شکل اقتصاد تهاجمی ،آشکار است . به بیان دیگر ، اقتصاد تهاجمی در یک ساختارِ آشکار ایجاد می شود  و   این یکی از اشکال بَدوی است که سرخپوستان به این دلیل که خط را نمی شناختند برای تضمین داد و ستد را در ملاء عام و در حضور دیگران آشکار فعالیت اقتصادی انجام می دادند . این گونه تبادلِ اقتصادی ِ سرخپوستان عمدتاً ارزش محور و از روی وفاداری و در جهت تحکیم جامعه ، خانواده ، قبیله و خویشاوندادن بود .

اما در معنای ساختار گرایی ، حاکی از یک تبادلِ اقتصادیِ ابتدایی داشت که آشکار سازی ، هسته مرکزی آن را معنا می بخشید . تبیین مفهوم آشکار سازی بیش از آنکه سعی کند به پیامد الگوهای مشاهده ای  توجه کند ، علاقمند است ملاحضات اقتصادهای آشکار را بازگو کند .

به این معنا که آیا اقتصادها از ترس ساختارهای تهاجمِ آشکار ، مایل به آشکار سازی ارزش های اقتصادی هستند ؟ آیا اینکه انسان امروزی با تمام فاصله ای که از انسانِ ابتدایی گرفته است برای تضمین و تبادل کالا هنوز در محرومیت از درک خط و زبان است ؟ آیا  بشر قرن بیست و یکمی برای تبادل اقتصادی هنوز خط را نمی شناسد ؟

یا اینکه هنوز بسیاری از مفاهیم اقتصادی نا نوشته مانده است و باید به مفهوم خط و زبان تبدیل شود تا آدمی قادر به خواندن و تکلم آن باشد ؟ اقتصاد تهاجمی نا مشهود چیست ؟ اقتصاد تهاجمی ، گونه ی دیگری از ساختار اقتصاد بدوی یا ابتدایی را نشان می دهد .در انسان شناسی اقتصادی بر اساس تحقیقات قوم نگاری به گونه ای از خود معیشتی می رسیم .

انسان ابتدایی برای امرار معاش به شکارگری روی می آورد و اولین فعالیت اقتصادی که انسان حتی با آن تبادل کالا می کند ، شکار است . انسان ابتدایی به منظور امرار معاش از مکانیسم های پرخاشگری و با همان ابزار ابتدایی به شکار گری روی می آورد اما این پرخاشگری را برای تهاجم سایر موجودات است به کار می گیرد .در تهاجم به طبیعت ، اقتصاد بدوی شکل می گیرد بدون اینکه این تهاجم ، به پدیده ی همنوع خواری تبدیل شود .

اقتصاد تهاجمی قرن بیستم و بیست و یکم آمیخته با پدیده همنوع خواری شده است .گونه ای از همنوع خواری که با پدیده آشکار سازی آمیخته است .ملموس ترین شکل همنوع خواری در اقتصاد تهاجمی ، حمله یک کشور به کشور دیگر ، یا تهاجم یک تمدن به تمدن دیگر است که بارها و بارها در تاریخ بشری اتفاق افتاده است . و امروزِ خود اقتصاد در پیامد های خطای انسانی ، از جمله جنگ های پی در پی ، نابودی محیط زیست و آپارتاید اقتصادی ، مانندِ کانی بالیسم کهکشانی ، دست به کانی بالیسم اقتصادی زده است .

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *