روان شناسی نوع گرا و حاملگی های پرخطر در زندگی بی خانمانی

مقدمه

رفتار جنسي، يكي از مهمترين رفتارهاي اجتماعي است ، چون كه بدون آن اكثر انواع ،‌قادر به حفظ بقاي نسل خود نخواهند بود ، اين رفتارها كه شامل عشق ورزي ، جفتگيري و رفتارهاي والد ـ فرزندي از جمله چشمگير ترين رفتارهاي دوگانه جنسي « نر و ماده » ذكر مي گردند، بعنوان رفتار جنسي در آدمي مطالعه مي شوند ، رفتار جنسي انسان همچون ديگر پستانداران تحت تاثير ،‌اثرات هور مونهاي غدد جنسي است امّا اين اثرات متفاوت است. مردها و زن‌ها بيش از پستانداران نرو ماده پست، گرايش به ارائه پاسخ هاي همسان به هورمونهاي جنسي دارند. دو مسئله مهم كه در تحقيقات زندگي خياباني زنان قابل بررسي است يكي اثرات فرومونهاي و ديگري چرخه قاعدگي ( پريود ) است . در علم نوين درباره اثرات فرومونها گفته مي شود،‌  فرومونها مواد شيميايي هستند كه از يك حيوان ساطع ( پخش ) و توسط حيوان ديگر دريافت مي شوند. فرومونها به وسيله حس بويايي مورد شناسايي قرار مي گيرند و شماري نيز از راه پوست جذب مي شوند ، فرومونها بر فيزيولوژي يا رفتار جنسي اثر مي‌گذارند. در حيوانهاي پست (موش … ) تاثير فرومونها در رديابي جنس مخالف و رسش ( رسيدن به بلوغ ) نقش اساسي ايفا مي كنند ، ليكن با توجه به اينكه اين مكانيزم ( فرومونها ) در جنين آدمي باقي است و لي بعدا ناپديد مي گردد. امّا در تحقيقات ميداني زندگي خياباني مشاهد ه است كه رفتار جنسي زنان بي خانمان و حتي مردان بي‌خانمان، بخاطر از دست دادن تعاملات مناسب اجتماعي، درپيگردي جنسي ، مقدار زيادي تحت تاثير پيگردي بوها (‌ فرومونها )‌ قرار دارند . اين مسئله  مي تواند بيانگر آن باشد كه در افراد خياباني با از دست دادن تعاملات مناسب اجتماعي عملكرد سيستم فرومون تقويت شده است، اگر چه اين امر به مسائل رواني زندگي خياباني نيز تاكيد دارد . مسئله بعدي چرخه قاعدگي ‍)پريود) زنان بي‌خانمان مي باشد، آميزش و مقاربت جنسي در دوره هاي پريود در زنان بي خانمان موجب لطمات فيزيكي و تغيير رفتار بخصوص افسردگي را ظاهر مي سازد حال آنكه افسردگي مي‌تواند نوع سركوب شده پرخاشگري باشد. هر چه مقاربت شكل اجباري تر پيدا  كند، حالات سركوبي، همه رفتارهاي فرد را در بر می‌گيرد و همچنين بايد گفت كه ارتباط جنسي با رشد غده هاي جنسي به آساني قابل رويت و بر علم امروز روشن است . درباره چرخه پريود يا دوره حيض بايد اشاره كرد‎‎‎‎. «علوم اسلامي و متدهاي پيشرفته پزشكي بر اصل ممنوعيت آميزش مردان با زنان در دوره هاي پریود تاكيد مي ورزند . با تاكيد بر شستشوي مجراي مهبل پس از حيض و رفع آلودگيها و ممنوعيت نزديكي در طي دوران حيض از ايجاد بيماريهاي صعب‌العلاج چون آندومتريوزيس و عفونتهاي جهشي جلوگيري مي شود . يكي از فرضيه هاي ايجاد آندومتر يوزيس هنگام پریود است ،چرا كه با فشار هاي آميزشي و نيز حركات رحم به سمت لوله ها و لگن باعث كاشته شدن لوله‌هاي آندومتر در تخمدان و لگن و ايجاد آندومتر يوز مي‌كند.»

فاطمه زوار رضا 1379. با اين وجود زنان بي خانمان به دلايل گوناگون در معرض مقاربت هاي جنسي در دوره هاي پريود قرار دارند كه در همين فصل و فصول ديگر توضيحات مبسوطي ارائه مي گردد.

بلوغ جنسي

ويژگيهاي جنسي نخستين كه شامل ياخته هاي جنسي ، اندام هاي جنسي دروني و اندامهاي تناسلي بيروني است در هنگام تولد حضور دارند . ويژگيهاي  ثانوي ، از جمله بزرگ شدن پستانها و باسن يا رويش مو و صداي بم تا زمان بلوغ ظاهر نمي شوند . در زمان بلوغ ، غدد جنسي ، هورمونهايي توليد مي كنند که منجر به بلوغ « رسش » جنسي فرد مي شوند ‌، شروع بلوغ وقتي است كه سلولهاي موجود در هيپوتالاموس، هورموني ترشح مي كنند كه غده هيپوفيز قدامي را براي ترشح دو هورمون گناد و تروپيك تحريك مي كند . هورمونهاي گناد وتروپيك، غدد جنسي را وا مي دارند كه هورمونهاي يشان را در نهايت ، مسبب بلوغ جنسي هستند ،‌آزاد سازند . در پاسخ به هورمونهاي گنادوتروپيك ، غدد جنسي هورمون، موجب رشد عضلاني ،‌رويش مو بر روي صورت و بم شدن صداي نوجوانان پسر ميشود. در همين زمان تخمدانهاي نوجوانان دختر استراديول ترشح مي كنند و اين هورمون مهم ، اشتروژن يا هورمون جنسي مادينه نام دارد . استراديول در زنها باعث بزرگ شدن پستانها و پهن شدن لگن خاصره مي شود و موجب تغييراتي در لايه چربي زير جلدي و بافت خود پوست مي‌گردد . پيدايش بلوغ جنسي در نزد دختران معلول عوامل هورموني و ترشح سه محرك از سوي هيپوفيز است كه LTH و  FSH , LH   نام دارد.

مطالعه پسيكو فيزيو لوژي-  كردار جنسي در خصوص زندگي خياباني  مارا بر اين امر واقف مي دارد كه افراد بي خانمان از لحاظ فيزيكي هيچ تفاوتي باساير افراد جامعه ندارند يعني هورمونها و غدد هاي درونريز و برونريز و ساير مسائل مربوط به كردار جنسي يك دختر بي‌خانمان با ساير دختران اجتماع متفاوت نيست و مي توانيم با مطالعه فيزيكي و رواني دختران و زنان بي خانمان و با توجه به ساختار فيزيكي يكنواخت آنها با ساير افراد جامعه،‌ به چگونگي و تنوع عملكرد جنسي آنها پي برد ، ‌امّا در تعاملات اجتماعي افراد خياباني كه بحث عظيم اين تحقيق را فرا گرفته از نگاهي ديگر به مسئله جنسي نگريسته است و از باب توجه فقط اشاره اي به آن مي شود .

اگر مسئله جنسي افراد بي خانمان را از ديد تعامل اجتماعي در نظر بگيريم ، اولين مسئله در خصوص ارتباط جنسي ، عملكرد فطري انسان و يادگيري سطحي اوست كه بر قراري ارتباط را با ديگر افراد جامعه ميسر مي سازد ، دوم ، پذيرش بي خانمانها از سوي ساير گروهها حتي پذيرش كاذب را در بر دارد . سومين عامل ارتباط جنسي   بي خانمانها و خود فروشي آنها عاملي براي امرار معاش و بقاء در زندگي خياباني است. و امّا مهمترين مسئله در مورد ارتباط جنسي اين كه آدمي همانند حيوانات پست ، فصلي و دوره اي عمل نمي كند  و روزانه چندين بار قادر به پذيرش جنس مخالف است و اين امر نيازي به فراگيري علم و دانش ندارد و مهمتر آنكه ارتباط جنسي در زندگي خياباني بدون احتساب زبان و مشكلات فيزيكي ، قابل اجرا است. اين عوامل در مبحث تعاملات اجتماعي افراد خياباني بطور وسيع به بحث گذاشته شده است .

سقط هاي مكررrecurrent  pregnancy

سقط هاي مكرر و حاملگي هاي پرخطردر زنان بي خانمان

امروز, زندگي بي خانماني يكي ازاكوسيستمهاي مخاطره آميزجامعه بشري است كه جوامع نيزانرژي فراواني راجهت بررسي وشناخت آن آغازكرده اند . درخصوص اين مسئله درايران باهمه تلاشهاي هنري ورسانه اي كه انجام پذيرفته است، چهارمين و پنجمین كنگره بين‌المللي زنان وزايمان تهران راميتوان اولين سكان دارعلمي -پژوهشي اين طرح دانستع زيرا اولين مجامع علمي كشور بوده است كه نمونه تحقيقي بسيار كوچكي از آن را مورد توجه، چاپ و در بستراطلاع رساني علمي كشورقرارداده ودراين امرموجبات ادامه راه را تسهيل داشته است. مقالة حاضرگزارش تجدیدنظر ازمشكلات فيزيكي ورواني ناشي اززندگي خياباني زنان بي‌خانمان و سوق آن به سوي تراتوژنهاي مؤثر برجنين، سقط هاي مكرر وحاملگي‌هاي پرخطر را ارائه مي دهدكه به چگونگي رفتارهاوروابط جنسي جبرآميزشان مرتبط مي شود.

هم اكنون تعدادكثيري ازافراد خياباني را زنان و دختران تشكيل مي دهند وزنان بي خانمان, براساس ساختار فيزيولوژيكي و رواني , همانند تمام زنان ديگرمستعد حاملگي و سقط‌هاي مكرر و پرخطر مي باشند، زنان بي‌خانمان به دليل محروميت ازكمترين خدمات رفاهي ودرماني و ديگر شدائد ومشكلات ناشي اززندگي خياباني، پس ازتشخيص حاملگي، شيوه هاي بسيارسخت وخطرناك سقط جنين راتجربه مي كنند كه اغلب منجربه مرگ كودك، مادر و يا هر دو مي گردد.

اهداف:

بررسي ريشه هاوعوامل زاينده زندگي خياباني وارتباط آن باسقط هاي مكرر و  حاملگي هاي پرخطر در زنان بي خانمان

بررسي تنوع وچگونگي جنسي جبرآميز و نقش آن درايجادسقط هاي مكرر و حاملگي هاي پرخطر در زنان بي خانمان

پيامدهاي جسمي , روحي ورواني سقط هاي مكرر وحاملگي هاي پرخطردر زنان بي خانمان

شيوه هاي كنترل وپيشگيري ازسقط هاي مكرر وحاملگي هاي پرخطر در زنان بي خانمان

نتايج

فقر, اعتياد‌,نگرشهاي نلمطلوب ,تعارضات حل نشده وفقدان آگاهي ازمخاطرات بي خانماني و… ازجمله عوامل زاينده زندگي خياباني بوده است.

فقدان برخورداري ازحداقل امكانات رفاهي – درماني جهت بقاء درپذيرش اعمال جنسي جبرآميز نقش مهمي راايفاكرده است.

مفاهیم پایه روانشناسی
ادامه

صدمات فيزيكي, مقاربت هاي دردناك , بيماريهاي عفوني وانگلي , افسردگي واضطراب , اختلالات سايكوتيك روانپريش واختلالات P.T.S.D از جمله پيامدهاي سقط هاي مكرر و حاملگي هاي پرخطردر زنان بي خانمان محسوب مي شوند.

مددرساني ازشيوه هاي روانپزشكي جامعه نگر, تآسيس خانه هاي نيمه راه, ارائه پناهگاه وارائه حداقل امكانات رفاهي – درماني جزئي ازراهكارهاي كنترل وپيشگيرانه مطلوب شناخته شده است.

حاملگي زنان بي خانمان و سوق آن به طرف حاملگي هاي پر خطر و سقط هاي مكرر

دانشمندان واژه تراتوژن را بر هر اثري كه از سوي محيط متوجه جنين مي شود، اتلاق ميكنند. عوامل محيطي تاثير گذار نه تنها بطور آشكارا جنيين را از نظر فيزيكي تحت تاثير قرار مي دهند ‌ ، بلكه تحقيقات اخير به نقش عوامل محيطي بر رشد رواني پنهان جنين نيز تاكيد داشته است .

عوامل محيطي تاثير گذار بر حاملكي پر خطر و سقط هاي مكرر در زنان بي خانمان

1- داروهاي شيميايي و هورمونها وداروهاي غير قانوني مثل مواد مخدر و مسموميت هاي ناشي از آن .

2- تشعشعات3- آلودگي محيط زيست4- بيماريها 5- تغذيه و سن مادر   6- حالات روحي رواني مادر

7- عواملي كه درحين زايمان « زايمانهاي نابجا ، سقط ها ي اجباري » خطرناك هستند. تقريبا هر نوع داروئي كه مادر از آن استفاده می‌کند، مي تواند وارد جريان خون جنين گردد و همچنين بسياري از هورمونها نيز مي توانند تعادل فضاي شيميايي و فيزيكي جنين را بر هم بزنند ، برخي از هورمونها كه براي جلو گيري از سقط جنين استفاده مي شود يا هورمونهايي كه براي جلوگيري از حاملگي كاربرد دارند، مي توانند باعث بوجود آمدن نقص عضو يا عقب ماندگي در نوزاد شوند، حال آنكه استفاده از داروهاي ضد حاملگي براي ادامه بقاء در خيابانها بسيار حائز اهميت است و تحقيقات نشان داده است كه استفاده از داروهاي ضد بارداري در زندگي خياباني بسيار رايج است ، سهولت و قابل دسترس بودن مواد موجب مضرات زندگي دختران و زنان خيابانی مي باشد ليكن فقدان ناگهاني مواد و مسموميت الكلي كه از قطع ناگهاني مواد و الكل ناشي مي شود عوارض مهلكتري را بدنبال دارد ، علاوه بر بيماري و مرگ و ميرهايي كه رابطه مستقيم با اختلالات وابسته به مواد افيوني دارند، مي‌توانند مسبب بيماريهايی از قبيل HIV  ايدز » باشند رابطه بين انتقال ويروس نقض ايمني انسان HIV و مصرف وريدي مواد افيوني و ترياك . امروز بعنوان يك منبع نگراني در بهداشت ملي شناخته مي شود و بي ترديد افراد  زندگي خياباني به دلايل گوناگون از مصرف كنندگان مواد افيوني هستند  كه مي توانند نقش انتقال دهندگان بيماريها از جمله ايدز را ايفا كنند با توجه به اينكه بيشتر تعاملات و برقراري روابطشان در ديگر گروههاي جامعه ، ارتباط ، بيشتر در غالب يك ارتباط جنسي است . از نشانه هاي قطع داروهاي مخدر و مواد افيوني در افراد خياباني همچون افراد ديگر جوامع ،‌بي خوابي ،‌خلق افسرده ، احساس ناكامي ، يا خشم،‌اضطراب ، اشكال در تمركز ،‌كاهش ضربان قلب ، خلق پايين ، تهوع ، تب ، دردهاي عضلاني ،‌ضعف و ناهماهنگي كلي، سر دردها و توهمات و هذيانهاي زودگذر مي باشد .

در بين 1324 نمونه افراد مورد تحقیق، تقریباً تمامي آنها داراي اعتياد به مواد بوده اند يا اينكه حداقل يكبار اعتياد را تجربه كرده بودند. امّا نوع اعتياد بر حسب سن و جنس مختلف بوده است. مثلا كودكان به مسكن هاي بسيار قوي معتاد بودند و جوانان «‌دختر و پسر » گرايش به مواد الكلي داشتند و اعتياد در بين افراد خياباني از مصرف مسكن ها ، ‌الكل ،‌ داروهاي توهم‌زا تا تزريق مواد افيوني شدت و ضعف نشان مي داد .

اثرات مواد مخدر بعنوان داروهاي غير قانوني بر جنين مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است و بيشترين تحقيقات بر روي داروهاي اعتيادآور و توهم زا بخصوص هروئين و كوكائين بوده است. تحقيقات نشان داده است، مادراني كه معتاد به اين دو ماده مخدر هستند، نوزاداني بدنيا مي آورند كه از نظر رواني و جسماني دچار يك سري مشكلاتي از قبيل كم وزني و كم ‌خوني، ‌نقض عضو، مشكلات تنفسي و مرگ در هنگام تولد مي شوند.‌ اگر چه تحقيقات ميداني حاضر در بعضي از استانها، اعتياد به اين دو ماده توسط مادران باردار ديده نشده است ولي اعتياد به انواع داروها و مواد غير قانوني در بين زنان خياباني رايج است كه مي تواند مشكلات فراواني براي مادرو جنين بوجود آورد .

آلودگي محيط زيست

آلودگي محيط زيست كه شامل آلودگي هوا و آلودگي سرو صدا مي شود از عوامل محيطي موثر بر رشد طبيعي جنين بشمار مي آيد . پژوهشها نشان مي دهد كه جيوه و سرب كه به عنوان ضايعات كارخانه ها و ترافيك توسط افراد استنشاق مي شود از تراتوژنهاي مهم تلقي مي شوند . ورود ضايعات بعضي از كارخانه ها و كارگاههاي صنعتي به رودخانه ها و فاضلاب‌هاي شهري كه براي آشاميدن و استحمام زنان بي خانمان قرار مي گیرند، احتمال خطر بوجود آمدن بيماريها در مادر و جنين را افزايش مي دهند . بيماريهايي نظير سرماخوردگي و آنفلونزا از خطرناكترين بيماريهاي دوران بارداري است ،‌ پوشش نامناسب زنان خياباني (بی‌خانمان)‌و تغييرات ناگهاني آب و هوايي در فصول سرد و گسترش بيماريهاي قارچي و انگلي در فصول گرم از بيماريهاي رايج زندگي بي خانماني است كه زنان باردار را مورد تهديد قرار مي‌دهد. اگر چه در زندگي خياباني ، زنان جوان بدليل پذيرش افراد براي انجام امورات كاذب ، تغييرات و شدائد فصول سرد و گرم را كمتر احساس مي كنند  امّا وجود دوره‌هاي بارداري وکهولت سن آنها را از حمايت هاي مرموز جامعه نيزمحروم مي كند .

تغذيه و سن مادر

تغذيه وسن مادر از تراتوژنهاي مهم ، شناخته شده اند . سريعترين آهنگ رشد انسان در دوره پيش از تولد و بلوغ بوقوع مي پيوندد و تغذيه در رشد جنين كاملا بستگي به تغذيه مادر دارد . امروزه دانشمندان شكي ندارند كه تغذيه نا كافي و نادرست بر روي سلسله اعصاب مركزي جنين ، تاثير مستقيم مي گذارد  هر چه تغذيه بدتر باشد ، رشد مغزي جنين كمتر و ضعف در سيستم دفاعي بدن بيشتر خواهد بود . زنان جوان بي خانمان قبل از دوران بارداري تقريبا از تغذيه نامناسب برخوردارند ليكن در دوران بارداري بخاطر عدم پذيرش آنها از سوي ديگران با سوء تغذيه مواجه مي شوند و اين امر براي نوزاد و مادر خطر آفرين است .

در مورد مادران نوجوان نيز تحقيقات نشان مي دهد اگر نوجوان دروضعيت جسماني مناسبي قرارداشته باشد، مسئله اي براي جنين بوجود نخواهد آمد، حال آنكه مادران خياباني بدليل محروميت هاي عاطفي ، تغذيه نامناسب و بارداريهاي ناخواسته بر اثرات سن كم مادر، كم‌خوني ، كم وزني و تولد زودتر جنين را در بر دارد .

فشار رواني و حالات عاطفي مادر

فشار رواني و  حالات عاطفي مادر ، در بسياري از مواقع باعث بوجود آمدن مشكلات براي نوزاد مي گردد و مادراني كه در زمان بارداري تحت فشار شديد رواني و اضطراب هستند ، خطر بوجود آمدن اختلالاتي مثل تولد زودرس ، كم وزني ، بيماريهاي گوارشي را هنگام تولد در نوزادان خود افزايش مي دهند مادران باردار خياباني با توجه به بافت فرهنگي –  اجتماعي و فشارهاي جامعه از جمله نامشخص بودن پدر ، مقاربتهاي اجباري در آخر ماههاي بارداري،‌آميزشها ي انحرافي ( چند مرد با يك زن ) آلودگي هاي محيطي ، ترس از طرد شدن از سوي جامعه ، فقدان امنيت ،‌ از عوامل مهم استرس و اضطراب در دوران بارداري زنان بي‌خانمان محسوب مي گردد و اين امر نه تنها نوزاد كه مادر را نيز با خطر مواجه مي سازد .

اعتياد ، آلودگي محيط زيست ، بيماريها ، تغذيه وسن مادر ، تر س از محروميت پذيرش ديگران، فقدان امنيت ، از بين رفتن راههاي امرار معاش ، بي پناهي مادران باردار بي خانمان ، فشارهاي اجتماعي ، و دهها عامل ديگر از عوامل بحران اضطراب و فشار هايي هستند كه مادران باردار خياباني را به سمت سقط هاي خطرناك سوق مي دهد . از بين 1324 نفر افراد مورد تحقيق 324 نفر زن بودند كه بر اساس گزارشات حاصل 123 نفر سقط هاي با خطر بالا را تجربه كردند .

سقط خودبخودي

عبارت است از خاتمه حاملگي قبل از كامل شدن هفته بیستم (139روز) بارداري و به مفهوم بيرون رانده شدن همه يا بخشي از جفت با غشاهاي مربوطه مي‌باشد . اگرچه اين تعريف ، موارد نوزادان زنده يا مرده كمتر از 500 گرم را در بر مي‌گيرد ممكن است جنين قابل شناسايي نباشد .

تاريخچه روانشناسي
ادامه

سقط كامل

عبارتست از بيرون رانده شدن تمامي اجزاء حاصل از بارداري ، پيش از كامل شدن بيستمين هفته از بارداري ، در حاليكه سقط ناقص ، بيرون رانده شدن بخشي و نه تمام اجزاء حاصل از بارداري در همان فاصله زماني ميباشد.

سقط زودرس

بيش از هفته دوازدهم و سقط دير رس بين هفته دوازدهم و بيستم روي مي‌دهد ،از انواع حاملگي و اختلالات مربوط به ان در حاملگي خارج از رحم يا حاملگي نابجا لانه گزيني تخمك بارور شده در ناحيه اي غير از حفره ، رحمي و حاملگي نابجاي شكمي جنين بدليل پارگي فيمبيريه لوله فرار مي كند، را ميتوان نام برد .

سقط‌هاي خود به خود و كامل از خوش يمن ترين سقط هاست كه موجب دوام و بقاء دختران و زنان خيابان گرد مي شود ليكن « بدليل استفاده غير صحيح از قرص هاي ضد حاملگي ميتواند درصد بارداري نابجاي را افزايش دهد ».كارنت زنان.

«مي‌دانيم كه اگر قرص ضد بارداري بعد از آميزش مصرف شود امّا موفق به پيشگيري از حاملگي نشود ميزان وقوع بارداري نابجا را ده برابر افزايش مي دهد » (كارنت) در زنان و دختران خياباني بر اثر تماسهاي جنسي فراوان و تعدد چندين باره اميزش روزانه انها براي جلوگيري از بارداري ، مصرف 16 قرص ضد بارداري در طول شبانه روز در تحقيقات خياباني ديده شده است و از بدترين سقط ها براي زنان خياباني سقط ناقص ميباشد كه باقي ماندن قسمتي از جفت در رحم و خونريزي هاي پس از ان مي تواند براي افراد خياباني خطرات زيانباري را بهمراه داشته باشد .

اگر چه حاملگي درا ثر هر يك از مسائل فيزيولوژي ميتواند ، باردار را به سقط نزديك كند ليكن بارداري هاي ناخواسته نيز مي تواند زنان بي خانمان را با سقط جنين مواجه گرداند فقدان برخورداري از حمايت هاي جامعه و نداشتن پناهگاههاي مناسب براي زنان خياباني ، سقط جنين يك امر معمول بحساب مي ايد با توجه به سخنان بالا، جامعه ملزم به حمايت از بيماريهاي زنان و زايمان در زندگي خياباني است تا لااقل افراد به سمت سقط هاي با خطر بالا مواجه نشوند.

غالبا با افزايش سن و افزايش تجربه دختران خياباني ، راههاي اصولي و طبيعي سقط جنين و جلوگيري از بارداري آموخته ميشود امّا در نوجواني و جواني بدليل فقدان آگاهي از تجارب جنسي و نبود شيوه هاي صحيح جلوگيري از بارداري در دختران وزنان بي خانمان ، راههاي سخت و غير طبيعي سقط جنين ،را امتحان مي كنند كه بنوبه خود زنان بي خانمان را به مخاطره مي اندازد  .

سقط هاي اجباري

اينگونه سقط ها بدليل فاصله داشتن دختران خياباني از كمترين خدمات بهداشتي و درماني غالبا در سه ماهه دوم بارداري « زمانيكه حركات جنين مشخص مي شود » اتفاق مي افتد پس از تشخيص دوران حاملگي ،‌توسط مادر ،‌با استفاده از روشهاي سنتي ،‌بيرون كشيدن جنين از رحم ،‌اعمال سخت حركتي « بلند كردن وسيله هاي سنگين ،‌ورزشهاي سخت و طولاني، ضربه هاي انتخابي بر شكم ، وارد كردن داروهاي مسموم كننده به رحم از راه واژن مانند قرصهاي ضد آفت كشاورزي صورت مي پذيرد ، استفاده از چنين شيوه هايي نوزاد و مادر،‌ هر دو را به مخاطر ه مي اندازد و در اين تحقيقات قتل دو مادر باردار بي خانمان در اثر انتخاب چنين شيوه هايي گزارش شده است .

ناباروري و آمنوره

وقتي كه باردار نشدن يك زوج در زمان مورد انتظار با شكست مواجه مي شود ،‌اين امر مي‌تواند باعث تكانش هاي شديد در فرد گردد ،‌خود انگاره آنان مورد تهديد قرار گرفته ، تمايلات جنسي مي تواند تغيير كند « به سرد مزاجي جنسی منجر شود »‌ احساس كفايت ‌ممكن است درآنان از بین برود، احساس عدم تسلط بر خود ، احساس خشم ، گناه ، شرمساری، تنفر و بيزاري از فاكتورهاي ديگريست كه مي تواند زندگي فرد را در بر گيرد. امّا بالعكس براي يك دختر و زن بي خانمان ، باروري مي تواند نتايج بالا را بدنبال داشته باشد. بدليل فقدان برخورداري از امكانات طبيعي نتيجه حاصله از بارداري در زنان بي خانمان ،‌فقدان احساس تعلق خاطر به يك مكان مشخص و بدنبال آن فقدان امنيت ، نتيجه معكوس زندگي طبيعي است ، زن باردار خياباني ، بدون داشتن جنين قادر به رفتارهاي متفاوتي است و تنوع  رفتارهاي جنسي ، غذا  و پوشاك و محل خوابش مي تواند بدون نگراني از  جنين همراه ، از شدت و ضعف بالايي برخوردار باشد ، وهمچنين حفاظت مادر از جنين محدوديتهايي را در براي زنان بي‌خانمان بدنبال دارد ، احساس خشم ، احساس گناه ، شرمساري ،‌تنفر و تمامي فاكتورهاي ياد شده در سطرهاي ماقبل در باروري دختران خياباني به احساس عدم تسلط بر خود و عدم احساس كفايت را منجر مي گردد و اين امر بدليل آنست كه زندگي فعلي فرد را به مخاطره مي اندازد و اين خطر بيش از آنكه متوجه مشكلات روحي –  رواني  باشد متوجه مشكلات فيزيو لوژيايي نيز مي شود. اگر چه دختران خياباني با گذشت زمان و در آرزوي ابراز مهر مادري اعمال مادرانه را از خود نشان مي دهند. جاي آن دارد كه در مكانيزمهاي دفاعي- رواني و حاملگي هاي رواني بحث شود. از پديده هاي جالب توجه در زندگي خياباني ناباروري و آمنوره مي باشد. ناباروري را مي توان فقدان توليد مثل و محروميت تعريف كرد و آمنوره اوليه عبارتست از فقدان قاعدگي تا سن 16 سالگي و آمنوره ثانويه عبارتست از فقدان قاعده‌گي به مدت 6 ماه در زني كه قاعدگي طبيعي در وي تثبيت شده و يا بمدت 3 دوره طبيعي در زن دچار اليگو منوره شده باشد و آن عباتست از اينكه  قاعدگيها به فاصله بيشتر از 35 روز رخ مي دهد .

آمنوره از چند جهت اهميت دارد:

در زنان دچار آمنوره تخمك گذاري صورت نمي گيرد ، لذا اين زنان نمي توانند آبستن شوند بنابراين زنان بي خانمان با چنين پديد ه  اي فرصت زندگي خياباني بي دغدغه اي خواهند داشت .

2- آمنوره اوليه در دختري كه هنوز فاقد صفات جنسي است . آمنوره اوليه براي دختران خياباني جالب بنظر مي رسد زيرا خيابانگردي را بامشكل مواجه نمي كند  امّا همين پديد ه براي دختراني كه زندگي عادي دارند مي تواند منجر به مشكلات اجتماعي –  رواني و حتي مشكلات جنسي  ايجاد كند.

3- آمنوره همراه با توليد مقداري استروژن مي تواند  منجر به افزايش  هيپر پلازي  آندومتري شود كه احتمال كارسينوم  آندومتري حاصل ترشح  مقابله نشده استروژن را افزايش مي دهد .

4- آمنوره همراه با فقدان توليد استروژن ، ممكن است باعث استئو پوروز  و آتروفي  واژيناژل شود .

 

جنبه هاي روانشناختي ضد بارداري و حاملگي هاي پر خطر و سقط هاي مكرر

حاملگي در بسياري از زنان  نياز به يك نوع تطابق رواني بحساب مي آيد ،‌تفكر زنان ، ساختار اجتماعي ،‌احساس عزت نفس و رسيدن به خودباوري و هويت جنسي از موارد عمده در قبول يا رد حاملگي است ،‌براي بسياري از زنان ولي نه همه آنها توليد مثل يك هدف اجباري است و زنان خياباني در مسير اين هدف داراي انتخاب كمتري هستند .

انگيزه حاملگي ،‌متغير و پيچيده بوده و تنها تعداد كمي از حاملگيها آگاهانه است . براي دختران باردار خياباني در كشور هايي كه از هيچگونه حمايتي برخوردار نيستند، يك كند كننده زندگي محسوب مي آيد و حتي تمايل براي اولين  حاملگي (‌بچه دار شدن )‌محسوس نيست. ارتباط جنسي دختران خياباني براي بچه دار شدن در بين فاكتورهاي زندگي خيابانی از دسته فاكتورهاي حاشيه اي و ناچيز بشمار مي آيد. ارتباط جنسي اين دختران بخصوص در اولين ارتباط جنسي بيشتر تمايل به پذيرش از سوي ديگران است تا رسيدن به مراحل حاملگي. ارتباط جنسي نوجوانان خياباني بيشتر در جهت بر قراري و حفظ ارتباط ، تمايل به زندگي عاطفي ،‌ فشار همسالان و متجاوزين جنسي ، فشار محيطي ، و تسليم زنان و دختران بي‌خانمان براي ادامه بقا در زندگي خياباني است .

ساخت و اداره پناگاهها ي موقتي و همچنين ايجاد كارگاههاي موقتي براي رانده شدگان از خانه و كاشانه (‌ زنان بي خانمان )  فشارهاي محيطي ، را كم مي كند و تسليم پذيري افراد را نسبت به فشارزاها مي كاهد، ‌به معناي ديگر توجه به بي خانمانها اميد زندگي را در انان افزايش مي دهد و آنها را قادر مي سازد با تفكر وانديشه در برابر مشكلات، تصميمات منطقي تر اتخاذ كنند .

ساختار شخصیت از دیدگاه فروید
ادامه

در جنبه هاي روانشناختي و فيزيو لوژيايي حاملگي در زنان بي خانمان بايد توجه داشته باشيم  به اين فرض كه زنان بي خانمان هر جامعه به عناوین مختلف در معرض تجاوزات جنسي هستند و رسيدن به سن بلوغ جنسي ،‌ميل جنسي آنها و ميل به حاملگي  براي بچه دار شدن و ابراز مهر مادري را ترغيب مي كند و اين مسئله با توجه به ساختار فيزيكي و رواني زنان يك حقيقت محض است و كتمان  آن برای هميشه ميسر نيست ، اين امر مارا به كشف و حقوق زنان بي خانمان رهنمون مي كند تا چگونه از حمايت‌هاي اجتماعي بهره مند گردند ساخت و ايجاد پناهگاه  و ارائه خدمات رفاهي و درماني به مادران بي خانمان  آنها را از حاملگي هاي پر خطر  محفوظ مي دارد و متعاقب آن مي توانيم شاهد فرزنان تك والد  يا دو والد باشيم تحقيقات بعمل آمده در كشورهاي اروپايي و آمريكايي كه در شبكه‌هاي اطلاع رساني به ثبت رسيده است حاكي از آنست كه ، فرزندان تك والدي و دو والدي بي‌خانمانها كه در كنار ولي يا اولياء خود زندگي مي كنند. نسبت به فرزنداني كه والدين آنها نامعلومند از سلامتي بدني-رواني بيشتري برخوردارند گو اينكه اين امر در تحقيقات ميداني اين گروه ، همين نتيجه حاصل شده است.

اختلالات اضطرابي و استرس در حاملگي هاي پرخطر و سقط هاي  مكرر

اضطراب در دوران حاملگي و نفاس طبيعي است ولي اضطراب زياد  از اختلالات اضطرابي بحساب مي آيد و اصطلاح افسردگي نشاندهنده يك خلق يا نشانه اي از سندرم هاي خلقي اين افراد و احساس ناراحتي ، احساس ياس ، نااميدي ، افسردگي را تشكيل مي دهد. اين علائم شبيه ترين علائم با زندگي زنان داراي زندگي عاديست. به اين معنا كه اضطراب و افسردگي در زنان كه زندگي عادي دارند بدليل نگراني و سلامت جنين است امّا تمامي علائم ذكر شده بالا « احساس ياس ، نااميدي ، ناراحتي … »  در دوران حاملگي زنان خياباني مشهود است ولي نه از جهت سلامت جنين بلكه متاثر از تعارض در نگهداري يا عدم نگهداري از خود يا جنين و يا هر دو مي باشد. اكثر زنان بي خانمان، دوران حاملگي را دوران و حشتناك و مايوس كننده اي مي دانند و در تست هاي افسردگي نمرات بسيار بالايي می‌آورند. انديشه و تفكرات اين زنان در دوران حاملگي بيشتر حول محور چگونگي حذف جنين دور مي زند ، زنان بي خانمان بيشترين رفتارهاي ( تعارضي ) را در دوران حاملگي بروز مي دهند. از مسائل روانشناختي كه مي توان در حاملگي هاي پر خطر در زنان خياباني به آن اشاره كرد پر اشتهايي و كم اشتهايي است .

بي اشتهايي عصبي ،‌ اختلالي است كه باعدم حفظ بدن همراه است ، ترس هميشگي از چاق شدن ، تصور ذهني از قيافه  بدتركيب ، از عوامل بي اشتهايي عصبي است. امّا دختران خيابانی با ظهور حاملگي ، تصور ذهني از قيافه بد تركيب خود نسبت به عوامل ديگر را نشان مي‌دهند كه معمولا همراه با نشانه هايي از جنين است. يعني آنكه پر اشتهايي و كم اشتهايي بيشتر بر مبناي حذف جنين مي باشد كه بيشتر در كم اشتهايي رواني جلوه گر مي شود.

در نگرش نسبت به حاملگي رواني ( حاملگي كاذب ) بايد گفت، زماني اتفاق مي افتد كه زن يا دختر از نظر فيزيكي حامله نباشد امّا تفكرات و عادات حاملگي را از خود نشان مي دهند كه اين امر در زنان بي خانمان كه تجربه ساليان درازي را در زندگي خياباني كسب كردند، با افزايش سن و دوري از زندگي طبيعي و تعاملات اجتماعي ،‌ حاملگي رواني بروز پيدا مي كند و اين مسئله در افكار ، و عاداتشان مشهود است ، تصور برآمدگي بيش از حد معمول از شكم، باز كردن بيش از معمول پا به بيرون هنگام راه رفتن و نشستن ، لمس مداوم شكم و پستان، انتخاب محيط دنج و خلوت براي زايمان فرضي را از خود نشان مي دهند.

بحث و نتيجه گيري

اختلاف نگرش در مسائل و مباني اخلاقي ، آداب و رسوم اجتماعي و تعصبات  خانوادگي ، نابسامّانيهاي اقتصادي ‌و تعاملات تنگاتنگ آن با نظام خانوادگي در ايجاد زندگي خياباني نقش بسزايي داشته است . 84% از نوجوانان و جوانان بي خانمان نسبت به خانواده و تعليمات آن نگرش منفي داشتند  81 % از افراد بي خانمان فقدان پايگاه اجتماعي افراد و نقش آن را در طبقات گوناگون جامعه در  ايجاد زندگي خياباني اثر بخش دانستند . 69 % از افراد بي خانمان حداقل يك الگوي رفتاري نامناسب را در خانواده شاهد بودند. 96 % از افراد مورد پژوهش خياباني از نابسامانيهاي خانوادگي ، بيكاري ، فقر ، اعتياد ، ناپدري ، نامادري ، طلاق رواني شكايت كردند و عوامل فوق راتسريع بخش بي خانماني و زندگي خياباني مي دانستند . 73%  از افراد بي خانمان از روابط جنسي ،‌حاكم بي منازعه تعاملات رفتاري در زندگي خياباني ياد كردند .

روابط جنسي انسان مثل ساير انواع حيوانات از قوانين دوره اي تبعيت نمي كند و زنان خياباني همانند ساير زنان مستعد حاملگي مي باشند . بقاء زندگي خياباني زنان بي خانمان و كسب امرار معاش ، به پذيرش اعمال جبر آميز جنسي از سوي ديگران وابسته است. تحمل طاقت فرساي تعدد و تنوع آميزش جنسي در دوره هاي پريود ( قاعدگي ) در زنان خياباني يك امر رايج است كه  در ايجاد حاملگي هاي پر خطر در  زنان خياباني موثر است .

استفاده بي رويه از انواع داروها ،‌ مصرف مواد مخدر ،‌ مسموميت های داروئي ،  آلودگي هاي محيطي ، تشعشات و ديگر تراتوژنهاي ياد شده ، از عوامل ايجاد كننده ، حاملگيهاي پر خطر در زندگي خياباني محسوب مي شود، عوامل ديگري چو ن فقدان مسكن ( پناهگاه ) ،‌پوشاك مناسب ،‌ سوء‌ تغذيه ،‌ تغييرات جوي ،. تجاوزات جنسي در دوره هاي حاملگي تسريع بخش حاملگي هاي پر خطر مي باشد .

فقدان آگاهي و آموزش زنان بي خانمان در امر مسائل جنسي و مخاطرات زندگي خياباني ، محروميت زوجي ، بدشكلي بدني و به دنبال آن عدم پذيرش از سوي ديگران براي اعمال جنسي و تمامي عواملي كه در بالا به آنها اشاره شد جزو  عوامل فشار زاي رواني محسوب مي‌شوند كه زنان بي خانمان با آنها دست به گريبان هستند .

سرشماري و جمع آوري اطلاعات درباره افراد بي خانمان ، مخصوصا زنان خياباني ، آموزش مسائل جنسي و آگاهي نسبت به مخاطرات روابط جنسي نامناسب . ايجاد حداقل امكانات براي بقاء ، ايجاد پناهگاه ،‌ ايجاد كارگاههاي موقتي جهت اشتغال براي افراد بي خانمان بخصوص زنان بي خانمان ،‌خدمات رفاهي و در ماني رايگان  به بي خانمانها موجب سلامت جامعه بي خانمانها شده و از تخريب كل جامعه جلو گيري مي كند . زيرا وجود هر نوع معضل در بخشي از جامعه موجب مي گردد كه كل جامعه از آن تاثير پذيرد .

توصيه آخر

افراد بي خانمان بخشي از جامعه انساني اند وما هرگز به انديشه حذف پديده زندگي خياباني نيستيم زيرا زائيده تفكرات ، انديشه ها و اعمال انساني است كه داراي شناسنامه طولاني است امّا با ساخت پناهگاه و ايجاد خدمات رفاهي –  درماني رايگان براي بي خانمانها و ارائه حقوقي ناچيز به افراد ، به سلامت جامعه خياباني كمك كرده و از تخريب كل جامعه جلوگيري بعمل مي آيد . در تحقيق و بررسي افراد بی خانمان با سه دسته از افراد مواجهه ايم كه بايد به آنها عميقا توجه داشت .

افرادي كه مدتي زندگي خياباني را پشت سر گذاشته اند و هم اكنون به زندگي عادي برگشتند و نيز افرادي در آينده قطعا به جمعيت بي خانمانها افزوده خواهند شد و سومين دسته افرادي كه هم اكنون داراي زندگي خياباني اند. تعميم شاخصهاي بي خانماني به ديگر افراد جامعه و حتي تشخيص مولفه هاي پديده هاي زندگي خياباني و بر چسب آن به افراد بي خانمان نياز به مطالعه ، تحقيق و پژوهش عميقتري دارد . و اميد است كه به ياري خداوند منان اين امر تا پايان راه ادامه يابد.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *